رسانه‌هاي گروهي ايران و جهان

 

سوالات نظرخواهي

 

روابط عمومي ـ ارتباطات و مصاحبه‌ها و همكاري‌ها

 

روابط عمومي ـ تماس‌ها و نظرات مردمي

   

 

 

نظرخواهى مردمى از سوى سازمان علمِ حق و عدالت

 

عَلمِ

حق و عدالت

 

با سلام و عرض ادب و احترام به هموطنان گرامى

سؤالات و پاسخهاى مطرح شده، بصورت چند جوابى در ذيل مى‌آيد. لطفاً ديدگاهها و نظرات خود را كه در سويه قيام وحدت و برقرارى حق و عدالت راهگشا خواهد بود، به آدرسِ ايميل سازمان عَلَمِ حق و عدالت parsayan11@gmail.com ارسال بفرمائيد.

توضيحاً: به استحضار هموطنان ميرساند كه پاسخهاى مندرج در اين متن، منتخب از نظرات و آگاهيها و اطلاعات مردم و سازمانِ علمِ حق و عدالت مى‌باشد. و جواب شما ميتواند يك يا چند پاسخ را در بر بگيرد كه اين پاسخها از شناخت شما  نسبت به فعاليتها و اهداف سازمانِ علمِ حق و عدالت و آگاهيهاى فرهنگى، اجتماعى و ... سرچشمه مى‌گيرد. مثالاً: پاسخ سؤال ۸ : الف و پ و ج و ...

جهت برگزيدن پاسخهاى مورد نظر هر سوال، ميتوانيد در ابتداى آن پاسخ،

علامت   را فعال نمائيد.

 

 _________________________________________

« سؤالات و پاسخ‌ها »

 

۱ـ‌ از چه طريقى با يگانه نجات دهنده‌ آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى راهبر، بنيانگذار سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا شده‌ايد؟

ـ ايشان سالهاى بسيارى است كه در هر زمينه‌اى راهنماى انسانها بوده و هستند. در مبارزه‌ى علنى و مخفى با دو رژيم پهلوى جنايتكار و آخوندهاى شيطان‏، در ورزش كه سرآمد و بنيانگذار و قهرمان جهان بودند‏، در پزشكى درمان كننده‌ى بيمارانِ نادرمان بودند، در علم و دانش در ايران و جهان بالاترين مقام را داشتند که زبانزد دانشمندان بسيارى ميباشند و ...

 

ـ توسط اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هائى كه در تمام شهرها و حتى در مسير مردم در بالاى كوهها، در ارتباط با راهبر و اهداف بلند پايه‌شان پخش مى‌شود با نام و نظرات انسانى ايشان آشنا شدم.

 

ـ از اينترنت براى من اعلاميه‌هاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت ارسال مى‌شود كه با نام و مكتوبات پر قدر و بى‌مانند ايشان آشنا شدم.

 

ـ ديوارنويسى‌هاى زيادى كه در سطح شهر بعنوان يگانه نجات دهنده انجام گرفته بود ديده‌ام و با نام آقا پروفسور ميرزايى آشنا شدم.

 

ـ از طريق تماس تلفنى كه در رابطه با نجات ايران با بنده داشتند با نام راهبر و سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا شدم. و من آدرس منزلم را به ايشان دادم و طبق قولى كه دادند برايم مطالبى فرستادند كه بسيار قابل تقدير و با عظمت بود.

 

ـ در كانال ماهواره‌اى رنگارنگ برنامه‌اى اجرا ميشد كه در رابطه با موضوع خلأ رهبرى در ايران بود، و در آنجا تعدادى از مردم نام راهبر را عنوان مى‌نمودند. كه البته در يك زمان كوتاهى بود و بلافاصله صحبتها در اين مورد قطع شد.

 

ـ وبلاگهائى در اينترنت در رابطه با نجات ايران تشكيل گرديده كه در برخى از آنها نام راهبر و اهداف ايشان برده شده است.

 

ـ پارچه‌هائى در چند جا ديدم كه آويخته بودند و بر آنها نام و تصوير آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى راهبر را بعنوان يگانه نجات دهنده، مكتوب نموده بودند.

 

ـ از طريق دوستانم كه در بسيج مى‌باشد شنيدم كه در نشريات داخلى سپاه نامِ آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى و سازمان عَلَمِ حق و عدالت را بعنوان گروهى كه براى براندازى رژيم آخوندى مبارزه مى‌كنند، نام برده شده و به آنها هشدار داده بودند كه براى جلوگيرى از فعاليتهاى اين سازمان از هر طريق مقابله كنند.

 

ـ بنده يك وكيل هستم و از طريق مطالبى كه در رابطه با زندانى و شكنجه شدن همراهان سازمان عَلَمِ حق و عدالت توسط آخوندهاى شيطان براى بنده ارسال شده بود آشنا شدم. كه در آنها از وكلا براى دفاع از حقوق ايشان يارى خواسته بودند.

 

ـ بنده خبرنگار روزنامه‌اى هستم كه الان بسته شده است. همراهان سازمان علمِ حق و عدالت نزد مدير مسئول روزنامه آمدند و يادم هست كه حدود هفت صفحه مطلب در مورد فعاليتهاى خودشان و اينكه مزدوران رژيم، اعضاء آنها را بصورت گروهى در زندان كرج حبس كرده بودند‏، آوردند و از مدير روزنامه مى‌خواستند كه مطالب آنرا به چاپ برساند كه متأسفانه حقايقى بسيار آشكار را منتشر نكردند. از آن زمان با نام راهبر و سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا شدم.

 

ـ ايشان آنقدر با عظمتند كه هيچكس نميتواند بگويد «من با ايشان آشنا هستم». حتى قطره‌اى از اقيانوس بيكرانِ دانايى‌ها و توانايى‌هاى ايشان را كسى نميداند. به والله كه با اعتقاد تمام، اين را مى‌گويم.

 

ـ بله بنده با نام ایشان از قبل از انقلاب آشنا بودم. در آن زمان هم ایشان اندیشه و راهکارشان برای نجات مردم از ظلم پادشاهى پهلوى و شناساندن حيله‌ها و جنايات آنها براى ارتشيان و دانشجويان و ورزشكاران بود.

 

ـ از طریق فعالیت در ورزش جسمى و روحى کونگ‌‌‌‌فو توآ با نام مبارک آقا پروفسور ابراهیم میرزایی آشنا شدم و در حد اندك درك ناچيز خودم، از قدرت بيحد و توانمندى و اندیشۀ بسیار عظيم انسانى ايشان آگاهى دارم.

 

ـ حدوداً از سال ۱۳۵۴ از طریق مصاحبه‌هائى كه در جهت اهداف بلندپايه در تن و روانِ انسانى از رادیو پخش ميشد با راهبر آشنا شدم. و ايكاش ميتوانستم يكى از ياران وفادارشان باشم.

 

ـ از زمان فعالیت راهبر در انتخابات ریاست جمهوری در اوائل انقلاب با ايشان آشنا شدم.

 

ـ آقاى دكتر ميرزايى در زمینۀ پزشکی در بیمارستان فیزیولوژی انرژى تن و روان در ملارد كرج، به مداوای بیماران بصورت رايگان می‌پرداختند. كه از آن به بعد با ايشان آشنا شدم.

 

ـ فیلمى بنام یم می ديده‌ام كه در آن بخشى از فعاليتهاى آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى و اهداف و همچنين رموزى از عالم بيان مى‌گرديد‏.

 

ـ آشنايى من از طريق همراهان مركز الكتابِ توحيد واقع در گوهردشت كرج انجام گرفت. كه در اين مركز جلساتى براى افشاگرى آخوندها و بيان اصل معناى دين و بسيارى موضوعات بشرى بصورت علنى برقرار ميشد.

 

ـ نام ايشان را از قديم شنيده‌ام ولى متأسفانه بعلت سانسور شديد رژيم ستمگر آخوندها با نام سازمان عَلَمِ حق و عدالت آشنا نشده‌ام.

 

 

 

۲ـ  با كداميك از فعاليتهاى راهبر آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى بنيانگذار سازمان عَلَمِ حق و عدالت از قبل و بعد از انقلاب تا كنون آشنائى داريد؟

 

ـ ميدانم كه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ آقا ابراهيم ميرزايى راهبر، بنيان دانشگاه تن و روان را گذاشتند ولى رژیم پهلوی از فعالیت دانشگاهِ انشاءِ تن و روان جلوگیری بعمل آورد. در نتیجه راهبر ایران را ترک و در دانشگاههای خارج کنفرانسی در مورد بنیانِ اين دانشگاه مطرح نمودند که یکی از این کنفرانسها در دانشگاه مریلند اِمریکا بوده. كه در آنجا تز علمى جاودانه بودن انسان را ارائه نمودند.

 

ـ اطلاع دارم كه آقا پروفسور ميرزايى انجمن تن و روان در موضوعاتِ اخلاق اجتماعى و عدالتِ اقتصادى و حفظها در سويه‌ى زندگانى آدميان را بنيان نهادند.

 

ـ افراد سالخورده‌اى را مى‌شناسم كه در ارتش زمان پهلوى چند سال زير نظر آقا پروفسور ميرزايى بودند و از آن موقع تا بحال هميشه از ايشان و بزرگى‌هايشان و مخصوصاً كارهاى غير ممكنى كه ايشان انجام ميدادند صحبت مى‌كنند و هميشه مى‌گويند: «فكر نكنم كارى تو دنيا باشد كه از دست ايشان بر نياد. بيرون انداختن ملاها كه چيزى به حساب نمياد. ايشان با قدرت و پشتكارى كه دارند اگر بخواهند مى‌توانند تمام سران ستمگر دنيا را هم به زير بكشند».

 

ـ آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى بنيانگذار دانشكده‌ى انشاء تن و روان در ايران بودند و با آموزش خاص تن و روان در سطح افسران رژيم طاغوت باعث فروپاشى رژيم از داخل شدند.

 

ـ با بنيان نهادن مدرسه‌ى عالى حفاظتِ محيط زيست (در عظيميه‌ كرج)، توسط راهبر آشنا هستم.

 

ـ مدارك ايشان را در مورد دريافت نشان «لژيون دونور» و دريافت مدارك عاليه از مراكز معتبر جهان شخصاً ديده‌ام.

 

ـ ايشان بنيانگذار ورزشِ علمى و فلسفى كانگ‌فوتوآ در ايران و خاص در سطح جهان براى به كنترل درآوردنِ كارمايه و يا انرژى براى هنجارِ وحدتِ انسانى و جلوگيرى از زور زدنهاى غير عقلى و جايگزين نمودنِ هنجارِ انرژى در هماهنگى احساسات و عقل با انتشارِ كتابِ كيانِ تن و روان بودند.

 

ـ من در زمان دانشكده تن و روان راهبر آقا پروفسور ميرزايى را ديدم و يكى دوسال در آنجا بودم. ايشان شبانه روز كار مى‌كردند و اصلاً استراحت نداشتند و اين را هزاران نفرى كه در آنجا بودند شاهدند. حتى سؤال يك بچه پنج شش ساله را هم بى‌پاسخ نمى‌گذاشتند و هميشه مى‌فرمودند كه آينده شماها روشن است و همه انسانهاى وارسته و بزرگى خواهيد شد و مى‌فرمودند كه بايد ملت، قهرمان باشد نه يك نفر و چند نفر. وقتى ملت به بزرگى خودشان پى ببرند هيچكس نمى‌تواند به آنها زور بگويد و سوءاستفاده كند.

 

ـ ايشان بعد از انقلاب با سخنرانيهايى كه در دانشگاههاى مختلف داشتند به نظم در جامعه و جلوگيرى از هرج و مرج كمك كردند و همچنين تزِ انقلاب فرهنگى را به جامعه ارائه فرمودند كه متأسفانه آخوندهاى شيطان جلوگيرى نموده و تحت نام انقلاب فرهنگى انحراف بوجود آوردند.

 

ـ آقاى دكتر ميرزايى در زمان جنگ ايران و عراق بيمارستانى را در ملارد شهريار تأسيس كردند و در آنجا به درمان هزاران بيمار نادرمان پرداختند و آقاى دكتر چقدر صبورانه و مهربان تك تك را ميديدند و هيچكس برايشان فرقى نمى‌كرد و پول هم از هيچكس نمى‌گرفتند و چه فريادهاى خوشحالى كه در اثر شفا پيدا كردن بلند ميشد و مردم دسته دسته معالجه مى‌شدند و دعا مى‌كردند و ميرفتند. برويد از همون مردم اونجا بپرسيد كه چه خبر بود.

 

ـ حدود ۲۰ سال قبل پس از تعطيل شدن بيمارستان ملارد توسط رژيم سفاك آخوندها، آقا پروفسور ابراهيم میرزایی ايران را ترك و تا به امروز در اروپا و بسيارى از نقاط جهان فعالیت خود را ادامه دادند.

 

ـ من نوارهائى را از ايشان شنيده‌ام. در اين نوارها ايشان به سؤالات افراد مختلف ايرانى و خارجى در مليت‌هاى مختلف بصورت حضورى و تلفنى پاسخ مى‌فرمودند و رازهاى مجهول عالم را در هر زمينه‌اى كه سؤال ميشد باز مى‌نمودند.

 

ـ ميدانم كه ايشان به كشورهاى مختلف جهان در تمام قاره‌ها مسافرت نمودند و بطلان سرانه سرانِ كشورها و بطلان آخوندهاى شيطانِ اديان و بسيارى از فرامين ديگر را اعلان فرمودند. مانند اعلانِ بطلان عملكرد فعلى سازمان ملل و تأكيد بر وظايف اصلى آنان و ...

 

ـ بنده در اروپا بودم و در جريان بنيانگذارى سازمانِ كيان در آلمان و در سطح جهان توسط آقا پروفسور ميرزايى بودم كه با تمام مخالفتها و مانع سازيهاى رژيم آلمان كه در همكارى با اطلاعات مخفى رژيم ايران بودند اين سازمان جهانى را بالاخره به ثبت رساندند.

 

ـ از فعاليتهاى بسيار مهم راهبر، برقرارى نمايشگاه موزه خلقت مى‌باشد. كه در آن مدارك و آثار غير قابلِ انكارِ تاريخى از ميراثِ تاريخِ بشر جمع‌آورى و تنظيم گرديده است. و در اين نمايشگاهِ موزه خلقت عملكردِ آدم از اوّل خلقت تا به كنون به نمايش در خواهد آمد.

 

ـ بنده با شركت در جلسات مركز الكتابِ توحيد كه بفرمان راهبر در گوهردشت كرج برپا گرديده بود با سوابق نبرد عقلى راهبرآشنا شدم.

 

ـ با فعالیتها و کوششهای ایشان كه بنيانگذار سازمان عَلَمِ حق و عدالت برای ایجاد رشد و دانايی و برقرارى حق و عدالت هستند، آشنایی دارم.  واقعاً افكار ايشان با تمامى مكاتب و ايسمهائى كه تاكنون شنيده‌ام فرق دارد و نداى واقعى بشر است.

 

ـ ايشان قبل و بعد از رژيم پهلوى بر عليه رژيمهاى جنايتكار زمان نبرد داشته‌اند ولى با داشتن هزاران نيروى چريكى ورزيده تنها سلاح مبارزه‌اى كه براى نبرد عقلى انتخاب كرده‌اند، آگاهى دادن به ملت ايران بوده است.

 

 

 

۳ـ‌ كداميك از اهداف سازمان عَلَمِ حق و عدالت را تا بحال در اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌ها مطالعه نموديد؟

 

ـ با توجه به مطالبى كه مطالعه كردم هدف سازمان عَلَمِ حق و عدالت، حركت ملت ايران در جهت آزادسازى وطن از چنگال آخوندهاى شيطان است و بنظرم تنها حركتى ميتواند در آينده پايدار باشد كه از درون ملت حركت كند و تنها راه رسيدن به آن آگاهى دادن به يكايك افراد جامعه است كه در اعلاميه‌هاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت كاملاً مشهود است.

 

ـ در هفت مرحله‌اى كه در اعلاميه‌ى انقلاب فرهنگى سازمان عَلَمِ حق و عدالت مطرح شده بود ميتوان جامعه‌اى را شكل داد كه روبنا و شالوده‌اش انسانها را ارج مى‌نهد تا با حرکت جدیدی صلح و آرامش را برای زندگی آينده به ارمغان آورند.

 

ـ بنده در اعلاميه‌ها به اينصورت خواندم كه هدفِ سازمان علمِ حق و عدالت، حفظ شأن و شخصيت و شرافت با اخلاق و تقوى براى حفظ ارزشها و حفظ استعدادها بويژه حفظ ميراث بزرگ فرهنگِ قديمى ايران است كه كنون با اعمال آخوندهاى شيطان ايران به جهان سوم و به تاريخ جهالت كشانيده شده است.

 

ـ در مطالبى كه خواندم هدف سازمان عَلَمِ حق و عدالت، حق آزادى، حق برابرى و مساوات و عدالت‌خواهى اجتماعى و اقتصادى با اشتراكِ فرهنگى است.

 

ـ در اهداف عَلَمِ حق و عدالت، برخوردار كردن مردم از امكانات اجتماعى از مرحله فقرِ فرهنگى، فقرِ اقتصادى و فقرِ فكرى و عقلى  به مرحله‌ى رشد فرهنگى و اقتصادى و رشد فكرى و عقلى مى‌باشد.

 

ـ هدفِ سازمان عَلَمِ حق و عدالت، اعلام برپائى قيام وحدت با راهبرى آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى و همّت مردم ايران با دستِ وحدت، به همه هموطنانِ ايرانى در سراسر جهان مى‌باشد.

 

ـ هدف سازمان عَلَمِ حق و عدالت، اين است كه توسط سرمايه‌هاى كشور كه نوجوانان و جوانان هستند، با درنظرگرفتن قدرتِ اجتماعى و فردى آنها، گامهاى حقيقى و اصولى براى ايجاد صلح و تفاهم و هماهنگى عمومى و همچنين وسيله‌ى پيشرفت كار در جامعه را امكانپذير سازد.

 

ـ هدفِ سازمان عَلَمِ حق و عدالت بيدار كردن آدم از قبر وجود است تا كه آدم به شئونات تقوى رسد و با اخلاق حميده و با دانش و دين راه و رسم زندگى را پيدا نمايد كه اين وحدت نام دارد.

 

ـ اهدافى كه در اعلاميه‌هاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت مطرح شده است بسيار پيشرفته و دمكراتيك مى‌باشد و نظرگاهشان در خصوصِ باطل بودنِ حاكميت آدم بر آدم، نشان ميدهد كه اين راه با هرگونه استبداد و استثمار مخالف است.

 

ـ سازمان عَلَمِ حق و عدالت روى ريشه‌ى تمام موضوعات كار مى‌كند و با هدفِ تغييرات ريشه‌اى و اساسى در انديشه‌ى انسانها، قوانين الهى را برقرار مى‌سازد.

 

ـ بطور حتم اکثر اشخاص بگونه‌ای آرزوها و انتظارات خود را در اهداف سازمان عَلَمِ حق و عدالت متجلى مى‌بینند.

 

ـ آشنا نيستم. ولى به نظر من همانطور كه از اسمش پيداست هدفش برقرارى حق و عدالت است.

 

 

 

۴ـ به نظر شما با وجود نارضايتى عمومى كه ملت ايران از اين رژيم شيطانى دارند، علت سكوت بيشتر مردم ايران در برابر ظلم و ستم جنايتكارانِ سازماندهى شده‌ى آخوندهاى شيطان چيست؟

 

ـ براى نجات از زور و ستم آخوندهاى شيطان، بايد كه مردم اين توطئه سكوت را بشكنند و تحت راهبرى آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى قرار گيرند تا بتوانند همه جانبه و مؤثر با آخوندهاى شيطان مبارزه كنند.

 

ـ متأسفانه در ظاهر، اعمال رژيم آخوندها نسبت به ايران ترسِ شديدى در مردم ايجاد نموده و در نتيجه قيام‌هاى پراكنده‌اى كه مردم در گوشه‌ و كنار ايران انجام ميدهند پشتيبانى نمى‌شود.

 

ـ اصل مهم ضربه‌اى است كه آخوندهاى جنايتكار و دست‌آموزانِ ولايت وقيحِ جنايتكارانِ سازماندهى شده‌ى آخوندهاى شيطان به اطمينان و اعتماد مردم زده‌اند و اين ضربه زخم بزرگى در وجودِ مردم باقى گذاشته است و به همين علت به هيچكس اطمينانى نداشته و در زندگى خود، خود را راضى نموده‌اند.

 

ـ در جامعه‌ى ما، ضد اين رژيم ستمگر مبارزات زيادى مى‌شود. ولى نوعِ اين مبارزه در هر فرد و يا گروه طريق خود را دارد. سالهاست تجربه شد كه اختلافاتِ خصوصى، گروهها را در تاريكى و فرومايگى بلعيد. ولى تاريخ اين نتيجه را داده است كه ملت ايران هميشه زنده و بيدار هستند. مردم ما قادرند كه اختلافاتِ بين يكديگر را حل نموده و با وحدت و راهبرى يگانه بر آخوندهاى بى‌دين پيروز شوند.

 

ـ بطور كل چه ايرانيان خارج و چه داخل از فعاليت سازمان عَلَمِ حق و عدالت اطلاعات گسترده‌اى دارند و اعتقادِ درون به اهداف آن دارند و اعتراف هم به اين دارند كه جز اين راه، راهِ ديگرى وجود ندارد. ولى منتظر هستند تا ببينند تا كجا پيش ميرود تا خود را با سازمان عَلَمِ حق و عدالت هماهنگ كنند. كه اين شايسته نيست كه صبر كنند و پس از پيروزى، خود را در پيروزى شركت دهند.

 

ـ مردم بايد با هم يكى شوند و جلوى ظلم و ستم آخوندهاى شيطان را بگيرند و علت سكوتشان هم اين است كه با هم يكى نيستند. ما بايد خودمان را در برابر آينده‌ى فرزندانمان مسئول بدانيم و با اتحاد و كنار گذاشتن ترس و نااميدى و در تحت راهبرى دانا و توانا، آخرين جرثومه‌هاى فساد آخوندهاى شيطان را از ميان برداريم.

 

ـ آخوندهاى شيطان چون با لباس فريب و با نام دين و اسلام در بين مردم ظاهر شدند و هر زمان دين و اعتقادات مردم را بصورت سپرى در مقابل قرار داده و مى‌دهند، برخى از مردم ساده دل و ديندار با اينكه اين همه ظلم را مى‌بينند باز هم نگرانند كه اگر با اين شياطينِ بظاهر مسلمان به مبارزه برخيزند، مرتكب گناه بشوند. در اين صورت فكر مى‌كنند سكوت آنها بهترين كار است.

 

ـ سکوت مردم آتش زیر خاکستر می باشد. مردم منتظرند تا عده‌اى حرکت را آغاز کند و بقیه به تبعیت آن شروع نمایند. لذا مردم منتظر دستور راهبری هستند که کی شروع نمایند و وقتی شروع کردند از سمت راهبری هدایت و پشتیبانی شوند.

 

 

 

۵ـ با توجه به اينكه سازمان عَلَمِ حق و عدالت سالهاست فعاليت گسترد‌ه‌اى در پخش اعلاميه‌ها بصورت دستى و اينترنتى، ديوارنويسى، تماسهاى تلفنى و حضورى با مردم و گروهها و رسانه‌هاى گروهى و مجامع حقوق بشرى و ... چه در داخل و چه خارج از ايران داشته است، و در اين فعاليتها به بيان اهداف و فعاليتهاى انسانى و الهى سازمان عَلَمِ حق و عدالت پرداخته و سعى در افشاى جنايتها و خيانتهاى رژيمِ پليدِ آخوندى نموده است، مى‌بينيم كه تمامى رسانه‌هاى داخلى و خارجى در رابطه با فعاليتهاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت سكوت كرده‌اند. بنظر شما علت اين سكوت چيست؟

 

ـ علت سكوتى كه رژيم ايران و رسانه‌هاى وابسته به آن اختيار كرده‌اند در اينست كه رژيم نمى‌خواهد اهداف سازمان عَلَمِ حق و عدالت و صدماتى را كه بر اعضاء و فعالين آن وارد نموده است، آشكار شود. ولى سكوت اكثريت قريب به اتفاق رسانه‌هاى داخلى و خارجى و حتى سازمانهاى حقوق بشر و سازمان ملل در مورد اعمال جنايت ايران، بخاطر منافع طلبى‌ها و سوءاستفاده‌هاى اقتصادى است. سياستها در فساد اخلاق به حق انسانيت جنايت مى‌كنند. آنها ميدانند فرصتِ فريب و دروغ در اين راه را ندارند. به همين علت واكنش آنان يا مانع مى‌شود و يا سكوت مى‌كنند.

 

ـ در شرايطِ كنون سكوتى كه انجام ‌مى‌شود علت آن در اينست كه كليه‌ى سيستم‌ها فقط بخاطر حفظ خود تلاش مى‌كنند و از هر گونه موضوعى كه نتوانند روى آن تسلط داشته باشند يا سكوت مى‌كنند و يا زيرِ بازى بروكراتيك (كاغذبازى) موضوعات را منحرف مى‌كنند.

 

ـ علت سكوت در اينست كه ترس از شرايط خود دارند و موضوع مهمتر روابطى است كه در دنيا وجود دارد و اين روابط با وجودِ رقابتهاى با يكديگر، در كل يكديگر را حفظ مى‌كنند چون به اين طريق مردم را در اختيار خود دارند. اما شرايط در دنيا دگرگون شده است و همه اعتراف به اين دارند كه آدم در زمان جديد قرار گرفته است و سيستم‌ها، پاسخگوى نيازِ مردم نيستند.

 

ـ به نظر بنده آخوندهاى شيطان از جانب سازمان عَلَمِ حق و عدالت احساس خطر كرده‌اند به همين علت از هر گونه اعلام خبرى از سازمان عَلَمِ حق و عدالت جلوگيرى مى‌نمايند. ولى رسانه‌هاى گروهى از اين مسئوليت بسيار حساسى كه در اصل از سوى هستى و مردم به امانت در اختيار آنها قرار داده بايد استفاده كنند و با تلاش و اتكاء به خداوند سعى درحفظ مقام آدم داشته باشند و خود را ابزار دست رژيم قرار ندهند.

 

ـ آخوندهاى شيطان كاملاً به اين موضوع واقف هستند كه آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى در بين مردم شناخته شده هستند، و در صورتيكه مردم از فعاليت ايشان اطلاع پيدا كنند به ايشان ملحق خواهند شد. بعلت ترس از اتحاد مردم در تحت راهبرى، از اعلام خبر در مورد فعاليتهاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت جلوگيرى مى‌نمايند.

 

ـ برخى از رسانه‌های داخلی كه ميخواهند مطالب حق و عدالت را اعلام کنند، احساس خطر میکنند. وليكن رسانه‌هاى گروهى بايد از دل ملت صحبت كنند. نيازها و مشكلات واقعى مردم را مطرح كنند. به نظر من رسانه‌هاى گروهى نه تنها كوتاهى مى‌كنند بلكه خيانت به اين ملت مى‌كنند.

 

ـ رسانه‌هاى گروهى، خبرنگاران، نويسندگان و ديگر عزيزانى كه مثالاً در زمينه تدريس، هنر و اينچنين وظايف، دست اندر كار هستند و ارتباط مستقيم‌تر با مردم دارند، ميتوانند از توانايى و امكانات خود در بالابردن انديشه‌ها و پيدايش دوستيها و همبستگى‌ها، بويژه دانش و بيدارى در شناخت انسانها استفاده كنند.

 

ـ رسانه‌هاى گروهى بايد كنون كه زمانِ اطلاع رسانى و آگاه نمودن مردم مى‌باشد، نياز راستين و راه راستين خود را برگزينند تا ديگر به تكرار تاريخ در نيفتند. نه اينكه ستمگران و ديكتاتورهاى اقتصادى و سياسى آنها را  در مسيرِ سازماندهى شده و برنامه‌ريزى شده‌ى خود ببرند.

 

ـ دست به قلمهاى هموطن بايد، اين هم‌عهدى را با مردم و سازمان عَلَمِ حق و عدالت داشته باشند كه تا رسيدن به هدف والاى انقلاب فرهنگى، در زير راهبرى آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى ادامه دهند و هيچگاه در برابر ضربات و حملات آخوندهاى شيطان و عوامل جيره بگيرشان از پاى  ننشينند.

 

 

 

۶ـ با توجه به اينكه همراهان سازمان عَلَمِ حق و عدالت سالهاست كه با فعاليتهاى گوناگون در نبرد عقلى با رژيم آخوندهاى شيطان مى‌باشند‏، نظر شما در ارتباط با اين فعاليتها چيست و آيا در اين حركت انسانى سهمى داشته‌ايد؟

 

ـ بارها مطالب مربوط به سازمان عَلَمِ حق و عدالت را در اماكن عمومى، در منازل، و در مكانهاى پر رفت و آمد، و حتى در كوه مشاهده كرده‌‌‌‌ام و اعلاميه‌ها را چندين بار مرور كرده و به ديگران نيز رسانده‌ام و در موردش توضيحاتى نيز داده‌ام، تا بلكه بنده هم قدمى در اين حركتِ والاى انسانى برداشته باشم.

 

ـ خيلى خوشحالم كه مبارزينى وجود دارند كه به فكر مردم و دلسوز آينده ايران هستند. اما مى‌خواهم كه اهداف و روشهاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت و چگونگى همكارى و همراهى با آنها را بدانم.

 

ـ پس از بدست آوردن اعلاميه‌ها با كپى گرفتن از آنها به دوستان و آشنايان دادم و در منازل اطراف خانه خود و يا در محلهاى ديگر اقدام به پخش كردم و همچنين در اين موارد با دوستان مطمئن صحبت كردم.

 

ـ با ديوار نويسى كه ديدم‏، حس عجيبى در من ايجاد شد و احساس كردم بسيار با شكوه است و بعداً نيز اعلاميه‌هاى راهبر را از دوستان تهيه و مطالعه كردم و اين اطمينان را در من بيدار كرد كه فقط ايشان مى‌توانند هدايتگر و نجات دهنده مردم از اين همه بدبختى باشند و دوست دارم من هم سهمى از اين حركت بزرگ داشته باشم.

 

ـ ايمان دارم كه راه سازمان عَلَمِ حق و عدالت راه خدايى است و ما ملت ايران اين افتخار را پيدا كرديم تا در اين راه براى نجات بشر‏، در تحت راهبرى آقا پروفسور ابراهیم میرزايی‏، ريشه‌ى فساد و ظلم را با دستان خودمان بركَنيم.

 

ـ درست یادم هست در غروب یک شب سرد زمستان در سال ۱۳۸۳ شاهد تابلوی پارچه‌ای روی پل حافظ  بودم که با جلوه خاصی آویخته شده بود و تصوير راهبر با نوشته‌ى «یگانه نجات دهنده آقا پروفسور ابراهیم میرزايی‏» مشاهده ميشد. در آن لحظه شاهد نگاه‌های مردم بودم ولی کسی نمی‌توانست از ترس ماًَموران رژيم که همه جا پرسه میزنند، حرفی بزند. ولی همه خوشحال بودند كه نجات دهنده‌اى در راه است.

 

ـ نمیدانم چگونه در این حرکت انسانی باید سهیم باشم و تنها کاری که کرده‌ام اینست که در این زمینه و اهداف انسانی این حرکت با دوستان و آشنایانم صحبت کرده‌ام.

 

ـ خیلی خوشحالم که می‌بینم سازمان عَلَمِ حق و عدالت بین این همه مدعیان ساختن ایران، در خود ایران و در برابر این وضع خفقان باری که آخوندهاى شيطان ایجاد کرده‌اند، فعالیتهای آشکاری انجام میدهد. من و دوستانم در دانشگاه راجع به اين اعلاميه‌ها خيلى صحبت مى‌كنيم چون مطالب بسيار ارزشمندى دارد و نقطه‌ى اميدى در دل ما روشن كرده است.

 

ـ مطالب اعلاميه‌ها بسيار تكان دهنده بود و به سهم خودم فعلاً فقط توانستم از نظر مالى كمكى بنمايم.

 

ـ بارها شاهد فداکاری افرادى بودم که شجاعانه برای فعاليتهاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت از خودگذشتگی نشان ميدادند. اين فعاليتها و سرگذشتِ سالها مبارزه‌ى مداومِ اعضاءِ سازمان علمِ حق و عدالت، كه در اين خفقان در حال انجام مى‌باشد، نشان دهنده‌ى اينست كه اين راه افرادى را پرورش ميدهد كه با ايمان تمام در خدمت مردم قرار گرفته‌اند تا آنجا كه روزى برسد و همگان به آنها بپيوندند و كار اين شياطين و هرگونه شيطنت را تمام كنند.

 

ـ از اينكه راهبر سالهاست با كمترين امكانات مصرانه به فعاليتشان ادامه داده‌اند آگاهم‏، و با توجه به ظلم و ستمى كه سياستمداران در ايران و جهان مى‌كنند تا به منافعشان برسند خيلى نااميد بودم ولى اكنون احساس مى‌كنم اتفاق تازه‌اى در حال رخ دادن است و اين مردم نجات مى‌يابند.

 

 

 

۷ـ همانطور كه ميدانيد حركت سازمان عَلَمِ حق و عدالت يك حركت انسانى و بدور از مقاصد سياسى مى‌باشد. نظر شما در اين رابطه چيست؟

 

ـ حركتهاى سياسى و سياست دينها در دنيا فرو ريخته است. علمِ حق و عدالت، یک حرکت انسانی و الهى است و بزودى علمِ حق و عدالت از زمین تا آسمانهای بیکران به اهتزاز در خواهد آمد.

 

ـ در دنياى امروز، راهِ سياستها فرار از خود و فرار از حقايق و عدالت است. نتيجه براى نيك‌بختى انسانها پايان‌دادنِ سياستها است.

 

ـ به عقيده‌ى من سياستهايى كه از قديم در ايران بوده و جلو آمده‌اند نه قدرتِ فكرى با دنياى كنون دارند و نه قدرتِ رهبرى. در حاليكه سازمان عَلَمِ حق و عدالت به راهبرى آقا پروفسور ميرزايى سالهاست كه در نبرد عقلى و منطقى هستند و هيچ سياستى هم قدرت مبارزه با سازمان عَلَمِ حق و عدالت را ندارد.

 

ـ من مسلماً فعاليتهاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت را يك حركت انسانى ميدانم چون راهى را به انسانها نشان ميدهد كه با پيمودن آن انسان به آرامش و امنيت مطلق ميرسد و رفتارى كاملاً انسانى از خود نشان ميدهد. در حاليكه سياست عكس اين عمل مى‌كند و ضد صلح و سلامت انسانهاست.

 

ـ عمر سياستها به پايان رسيده و تا آنجا كه از سازمان عَلَمِ حق و عدالت آگاهى دارم يك حركت انسانى دارد و وابسته به هيچ سياستى نيست و كاملاً مستقل عمل مى‌كند.

 

ـ با تحقيقاتى كه من كردم متوجه شدم كه سياست، روانِ انسانها را مى‌بلعد و زندگى انسانها را ويران مى‌كند. سياست، ننگِ تاريخ بشر است. در حاليكه اهداف سازمان عَلَمِ حق و عدالت حفظ شأن و اعتبار و مقام آدم است و فعاليت دارند تا آدمها را به يك وحدت وجودى برسانند.

 

ـ حركت سازمان عَلَمِ حق و عدالت كاملاً انسانى است چون روش صحيح انتخاب را به مردم مى‌آموزد. در حاليكه سياستها قوه‌ى انتخاب درست را از مردم گرفته‌اند.

 

ـ در واقع حرکت سازمان عَلَمِ حق و عدالت با حکومتهای دیکتاتوری مخالف و برای آزادی بشریت از جهل و نادانی می‌‌‌‌باشد. سیاستی که جوامع مختلف ابراز می‌‌‌‌کنند برای به زير سلطه کشیدن هر چه بیشتر آدمها و نابودی انسانیت است. اما سازمان عَلَمِ حق و عدالت با راهبری آقا پروفسور ابراهیم میرزایی در هدف دانايى انسان و توان ‌بخشيدن به انديشه آنان مى‌باشد.

 

ـ حركت انسانى كه سازمان عَلَمِ حق و عدالت سكاندار آن است، برخاسته از فطرت پاك انسانى است، از جاى ديگرى نيست، سياسى نيست، وابسته هم نيست، حرف و كلام اوّل و آخرِ اين حركتِ انسانى، حق و عدالت است، چيزى كه سياستمدارانِ جاهل از ابتدا مردم را از اين موهبت الهى محروم و دور كرده‌اند.

 

 

۸ـ بنظر شما نقش بانوان در جامعه‌ى فعلى ما چگونه است و آيا نظر سازمان عَلَمِ حق و عدالت در مورد نقش زنان و دختران در قيام وحدت را ميدانيد؟

 

ـ با عملكرد ضد بشرى آخوندهاى قرون وسطائى ايران، بانوان در ايران فرا مى‌گيرند كه به خود همچون تابعى از متغير خانواده، همسر و جامعه بنگرند. بدانها كمتر اجازه داده مى‌شود تا فرديت و هويت مستقل خويش را بپرورانند. و رژيم، بستر لازم را در شكوفايى استعدادشان فراهم نكرده است. ولى سازمان عَلَمِ حق و عدالت مشخص نموده كه قيامِ وحدت با انقلابِ بانوان انجام خواهد شد، پس بانوان و دختران با شناختِ جايگاهِ والاى ‌‌‌‌انسانى خود و با يك حركتِ به پيش، و با هماهنگى با همگان قيام وحدت را همگام با مبارزين وطن برپا ميدارند.

 

ـ سازمان عَلَمِ حق و عدالت نقشِ زنان و دختران را بخوبى روشن كرده است. موضوع اصلى در ابتدا رسيدنِ  بانوان به جايگاهِ اصلى و شايسته‌ى خودشان است، كه در جامعه ما از آن بسيار دور افتاده‌اند. البته اين عقب‌افتادگى، بخاطر سياست رژيمهاى شيطانى در ايران و جهان مى‌باشد.

 

ـ يكى از سياستهاى رژيم آخوندى اين است كه زنان و دختران را از مسائل سرنوشت‌ساز و انسانى جامعه دور سازند، به آنها بها نميدهند تا آنها فقط به مسائل بى‌محتوا تفكّر كنند و ندانند كه چه به روز و حالشان آمده است، ولى در فرموده‌هاى راهبر در كتاب كيانِ تن و روان آمده است: «اين زنان بودند كه اولين فرمان آزادى را در سند الهى بر روى زمين خاكى امضاء فرمودند   امضاى تو منم»

 

ـ به نظر من بانوان در ايران، در محروميتهاى شديد قرار گرفته‌اند. با مطالعه‌ى اعلاميه‌اى از سازمان عَلَمِ حق و عدالت با نامِ «نقش زن» اين جمله را يادم هست كه: «بانوان در معنا اين هست كه بايد حفظ شوند و اين حفظ، يگانه در بيدارى آنهاست.»

 

ـ بانوان در جامعه‌ى ما حق دخالت در سرنوشت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و امكانات لازم براى شكفتن استعدادهاى ذاتى خود را ندارند. در صورتيكه زنان ايران بايد بدانند هر زمان كه اراده نمايند ميتوانند سرآمد و منشأ اثر باشند.

 

ـ در جامعه‌ى ما، حق نقد و گفتگو، اعتراض و اظهار نظر در مسائل زندگى، روابط اجتماعى، كيفيت و كميتِ قدرتهائى را كه شرايط زندگى اقتصادى و اخلاقى و فرهنگى او را تعيين مى‌كنند، از بانوان گرفته شده است. سازمان عَلَمِ حق و عدالت در زمينه‌ى بانوان مطالب بسيارى پخش نموده كه من مطالعه كرده‌ام يكى از نظرات اينست: زنانى كه داراى قدرت و شجاعت و دانش هستند مى‌توانند مقدورات قومى را تحت نفوذ خود قرار داده بر دنيا برابرى برقرار نمايند.

 

ـ اينطور كه بنده متوجه شده‌ام‏، سازمان عَلَمِ حق و عدالت زن و مرد را دو صفت براى آدم مى‌داند و هيچ فرقى بين آنها نمى‌بيند.

 

ـ نقش بانوان در جامعه فعلی ما وجود زن تبلیغاتی و يا از سوى ديگر زن خانه نشین است که جائی براى فعاليت زنان اندیشمند و سرنوشت‌ساز نگذاشته‌اند در صورتيكه در اعلاميه‌ى انقلاب فرهنگى از فرموده‌هاى راهبر آقا ابراهيم ميرزايى آمده است كه: «... فرمانِ آزادى بشريت و فرمان صلح و پيروزى، آغازى بر خلع سلاحِ عمومى و بقاى نسلها از خطر سلاحهاى هسته‌اى و پايان جنگ و ستيز كه يگانه با انقلاب زنان و ظهور شما ياران انديشه‌ام امكان پذير است.»

 

ـ بانوئی هستم شاغل و روزانه شاهد ظلم و زور آخوندهاى از خدا بيخبر هستم. نظر من اینست که ما بانوان خود را دست کم نگیريم و از توانائیهای خود آگاه شويم تا بیشتر از این شاهد نابودی و تباهی فرزندانمان نباشیم و با راهبرى آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى، مقام و شایستگی زن ایرانی را بدنیا شناسا کنیم.

 

ـ به نظر بنده زنان و دخترانى كه آزادى و آزادگى و فضيلت را همپاى مردانِ دلير و شجاع طى كرده و جهان را بوجودِ خود آراسته‌اند بايد در اين قيام وحدت نيز بار ديگر خود را نشان دهند و با هم متحد گردند.

 

ـ زنان نيمى از پيكر اين اجتماع را تشكيل مى‌دهند. زنان ايران كه در تاريخ ايران مظهر جسارت، شجاعت و متانت بودند در اين قيام وحدت همگانى به راهبرى آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى هم بايد بدرخشند و از هيچ اقدامى براى نجات كشورشان دريغ نكنند.

 

ـ مادر اگر حرکت کند خانواده حرکت می کند.

 

 

 

۹ـ در يكى از اعلاميه‌هاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت در مورد دادگاه حق و عدالت مطلبى آمده است كه: « بعلت بزرگترين جنايت عليه حق انسانيت (با گناهان بزرگ) كه از سوى رژيم ملاها نسبت به ملت ايران انجام شده است، جنايتكاران دادگاهى مى‌شوند» و از مردم خواسته شده است كه مدارك و اسناد خود را به آدرس سازمان عَلَمِ حق و عدالت ارسال نمايند تا در يك دادگاه بين‌المللى رژيم آخوندهاى ايران دادگاهى شوند. آيا از اين موضوع اطلاعى داريد؟

 

ـ مى‌دانم اين دادگاه برای عبرتِ تاریخِ آدم است تا ویروس‌های جهالت فرصتِ راهیابی به پیکره‌ى مقام و شأنِ انسانیت پیدا ننمایند.

 

ـ در اعلاميه‌اى به همين نام كه از سازمان عَلَمِ حق و عدالت مطالعه كردم اشاره به دادگاهى كردن آخوندهاى شيطان شده بود كه برايم بسيار جالب بود. زيرا بنده نيز شكايت دارم و تا قبل از اين نمى‌دانستم به كجا شكايت كنم.

 

ـ بله. من با خواندن اين اعلاميه كه درب منزلم گذاشته بودند، تصميم گرفته‌ام مداركى را جهت شكايت از اين رژيم خونخوار تنظيم كنم و براى سازمان عَلَمِ حق و عدالت بفرستم. چون من يكى از كسانى هستم كه در زمان اعتراض و اعتصاب مرا دستگير كردند و مدتى مورد شكنجه شديد بودم كه آثار روحى آن هنوز پس از سالها در من باقى مانده و داد من به هيچ جا نرسيد.

 

ـ مطلع هستم كه هدفِ این دادگاه در این است تا آدمها با صلح و دوستی و امنیت و با اخلاق در قسط و انصاف و تقوى و با اطمینان در یک وحدتِ جهانی راه و رسمِ زندگانی داشته باشند.

 

ـ بايد اين شياطين ظالم در برابر چشم مردم دنيا