|
.jpg)
عَلَمِ
حق و
عدالت
مسئولين
محترم هفتمین فوروم اجتماعی جهان
با سلام و
عرض ادب و با حفظ شأنِ مقام آدم
گزارش زير از سوى سازمان
عَلَمِ حق و عدالت به بنيانگذارى
آقا
پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى راهبر
تهيه شده است كه
مختصراً بيانِ شرايطى است كه از نظرگاهِ حفظ حق
انسانيت، بويژه شرايط
زور و تهديدى مىباشد كه مردم ايران از سوى رژيم غير انسانى جنايتكاران
سازماندهى شدهى آخوندهاى شيطان در آن قرار دارند.
با توجه به
اينكه در فراخوان فوروم جهانی از شرکت کنندگان خواستهاند تا نظرات
خویش را از همبستگی، شرف انسانی، صلح و عدالت اجتماعی عنوان نمايند،
خواهان آن هستيم كه از طريق آن مجمع، نداى حق و عدالت را به گوش
جهانيان برسانيم.
سازمان
عَلَمِ حق و عدالت، ۲۸ سال هست كه در رژيم آخوندها و قبل از ديكتاتورى
آخوندها نيز در زمان رژيم پهلوى، در انجام حفظ حق انسانيت در ايران
فعاليت مىنمايد. اين فعاليت عليه رژيم جنايتكـار آخوندى نبردِ عقلى
دارد.
هدف و راهِ
عَلَمِ حق و عدالت، رهائى وطنِ
خاكى و وطنِ دينى و وطنِ فرهنگى از چنگال آخوندهاى شيطان است. در اين
نبرد بسيارى از فعالان عَلَمِ حق و عدالت دستگير و زندانى شدند و زير
شديدترين زجر و شكنجه و آسيبهاى بدنى و شكنجههاى روانى بويژه انهدام
زندگى قرار گرفتند. و اكنون بسيارى از اعضاء سازمانِ عَلَمِ حق و عدالت
بصورت مخفى در كشور زندگى مىكنند. آقاى محمد ابراهيمى، كه يكى از
مسئولين اين سازمان بوده، بسختى زجر و شكنجه شدند و سپس در يك تئاترِ
بيدادگاهى و فرمايشى و نمايشى به مدت ۱۳ سال به زندان محكوم شدند.
ايشان حدود پنج سال است كه در زندان بسر مىبرند و كنون در زندان اوين
محكوميت خود را در سلول انفرادى سپرى مىنمايند. همراهان همپيمانِ
سازمان عَلَمِ حق و عدالت، با تمام فشارها و زور و بربريتِ رژيم
جنايتكار به حق انسانيت، مبارزه عليه اين رژيم را ادامه ميدهند.
اين گزارش،
حقايقى است تا عدالت به حركت درآيد و اين در مسئوليت و وظيفه و تكليفِ
فرد فردِ انسانها است كه چگونه اين حقايق را از طريقِ رسانههاى گروهى
و يا در سمينارها و كنفرانسها و ... به انتشارِ حقايق درآورند تا كه
ايران و ملت ايران از چنگالِ جنايتكارانِ سازماندهى شدهى آخوندهاى
شيطان رهائى حاصل نمايد.
جناياتى كه
در طول اين ۲۸ سال حاكميت زور و اسلحه و خفه كردن انسانها با ايجاد
وحشتى كه رژيم غير انسانى آخوندهاى شيطان ايران ايجاد نمودهاند و
بلائى كه در اين مدت بر سر مردم ايران آوردهاند، بزرگترين سفاكان
تاريخ همانند چنگيز مغول و هيتلر نازى انجام ندادهاند و ضربات شديدى
را بر فرهنگ و شأن و اخلاق و اجتماع و اقتصادِ اين مرز و بوم زدهاند.
چنان فجايع دلخراشى از زبان اين مردم نقل مىگردد كه با گوشت و پوست
خود آنرا لمس نمودهاند و مىبايست هزاران كتاب به آن اختصاص داد تا
گوشهاى از وحشيگرى آخوندهاى شيطان در لباس دين بيان شود.
آخوندهاى
شيطان اين مفسدين فىالارض اعتبارى بين مردم جهان و مردم ايران ندارند
و كنون با بىآبروئى و بدون شأن و شرافت و بدون لياقت و شخصيت با زور
به حكومتِ باطل و با ظلم و ضالين و با ننگ پايان خود را طى مىكنند و
روان به جهنمِ ابدى دارند. آخوندهاى شيطان بالاترين مخارج از بيتالمال
را صرف رفاه خود و انحرافات و فساد اخلاقى بويژه براى كسب اطلاعات و
اطلاعات مخفى و سلاحهاى كشنده مصرف مىنمايند.
رژيم
شيطانى آخوندها بوسيلهى يك گروه مزدور، انسانهايى كه حريص پول
مىباشند را بصورت گروهى طرفدار خود مىكنند تا با برپائى راهپيمائىها
و تظاهرات پرسروصدا طرفدارى خود را از آنها اعلام كنند و به اينصورت
مردم ايران و جهان تصور كنند كه اين افراد طرفدارن واقعى رژيم ايران
مىباشند. با اين فريب شيطانى بود كه اين امكان را براى آنها بوجود
آورد كه مردم ايران را به بردگى خود مجبور سازند. جيرهخواران و
مزدوران آخوندهاى شيطان تمام امكانات و اقتصاد مردم را مىبلعند و مردم
حق دخالت در كار رژيم آخوندها را ندارند. و افرادى كه اعتراض مىكنند
به بهانههاى ضدانقلاب، توهين به مقام ولايت فقيه، توهين به مقدسين
اسلام و ... محكوم شده و مىشوند.
همچنين
آخوندها گروهها را روبروى هم قرار ميدهند و مىدانند چگونه معترضين و
مخالفين خود را جلو بدهند و مشكلات خود را به گردن آنان بيندازند. رژيم
آخوندها با بهترين تكنيكهاى پيشرفتهى الكترونيكى و كامپيوترى همه
گروههاى مخالف را تحت كنترل قرار داده است. تلفنهاى آنها را چه در
خارج و چه در داخل كنترل مىكند و وارد كامپيوترهاى آنان مىشود و هم
اطلاعات مىگيرد و هم ويروس وارد آنها مىكند.
رژيم
شيطانى آخوندها در تمام زمينههاى مختلفِ آموزش و پرورش، اقتصاد، امور
بينالملل، بازرگانى، بهداشت و درمان، ارتباطات، امور شهرى و روستايى،
امور قضائى، راه و ترابرى، صنايع و معادن، فرهنگ و آموزش عالى،
كشاورزى، علوم، مسکن، آب و برق، کار و امور اجتماعى ركود بسيارى ايجاد
كرده است.
آخوندهاى
طفيلى ايران، با دستآويز قراردادن خرافات ايدهآليستى مردم را در سكون
و خموشى و حقارت فرو بردهاند. مسئولين رژيم جمهورى شيطانى ايران به
مسئله گرسنگى و فقر و كم غذائـــــى و بىعدالتى و خونريزى دائمى
فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى ملت كوچكترين اعتنائى ندارند.
مجلسِ
فرمايشى آخوندهاى شيطان، بجاى حفظ حقوق مردم درپى منافعطلبى و
سودپرستى، فقط براى حفظ حاكميت سران رژيم شيطانى تلاش مىكند. جنجال و
تبليغات و مطبوعات امروزِ ايران همه در جهت سودطلبى و منافع گروهى و
خطى رژيم سفاك آخوندها بكار ميرود. با فشارى كه رژيم شيطانى در ساليان
سال با آزار روزنامهنگاران و تهديد عليه رسانههاى خبرى بوجود آورده
است، ديگر صداى مخالفى در اين قشر بلند نمىشود و صدها روزنامه و
روزنامهنگار توقيف شدهاند. اين اعمال ننگين، ايران را به بزرگترين
زندان روزنامهنگاران در خاورميانه تبديل كرده است.
نتيجه
سلطنت آخوندها، خرابى و ويرانى فرهنگ ايرانى، از ريشه درآوردن مردم،
منع مبادلات دانش و اطلاعات بينالمللى و منزوى شدن جمعيت و مردم ايران
مىباشد. رژيم شيطانى آخوندها از مفاهيم كلمات انقلاب فرهنگى براى
مقاصد خود سوءاستفاده شيطانى كرده و مىكنند. در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰)
دانشگاههاى ايران را به بهانهى انقلاب فرهنگى تعطيل كردند و اين عمل،
مرگى براى جامعهى دانش و فرهنگ ايران بود كه روزبروز بسوى نابودى
كشانده شد. و پس از اين عمل ننگين نه تنها نتوانستند حركتى در دانش و
فرهنگ ايجاد كنند، بلكه چنان جو ديكتاتورى در دانشگاهها برقرار كردند
كه با وقاحت در دانشگاهها به سركوبى دانشجويان پرداختهاند و كوچكترين
اعتراضات دانشجوئى را با چماق و گلوله و زندان و كشتار پاسخ مىدهند.
همچنين مأموران مخفى رژيم دانشجويان عدالتخواه را در تجمعات دانشجويى
شناسايى كرده و بدون مجوز قانونى شبانه به منزل آنان يورش برده و
دانشجويان را بازداشت مىكنند. مثالاً: جنايت و فاجعهى كوى دانشگاه در
۱۸ تير ۱۳۷۸ در اصل افشاء مقاصد پليد ضد فرهنگ و ضد دانش اين شياطين
بود كه سالها آن را مخفى كرده بودند. هزاران جوان و دانشجو و مردم هر
ساله در مقابل دانشگاه تجمع مىكنند و شعارهاى ضد رژيم سرميدهند. و
پاسداران و مأموران لباس شخصى كه مسلح به مسلسل و سلاح كمرى هستند،
بارها جمعيت را مورد تهاجم و بازداشت قرار دادهاند. همچنين فاجعهى
ديگرى كه چهرهى واقعى آخوندهاى شيطان را به دنيا نمايان ساخت قتلهاى
زنجيرهاى بود كه توسط مزدوران رژيم، مبارزين و نويسندگان بزرگ كشورمان
به خاك و خون كشيده شدند.
بعلت
جهالتهاى سياسى و اقتصادى و اجتماعى با بيدانشى و اعمال باطل شيطانى
رژيم آخوندها، توليدات مواد غذايى در خطر سمومات قرار گرفته است. و
توليدات و سوخت و دفع كارخانجات و مصارف بدون كنترل توليدات شيميايى
خطرات آلودگى آب و هوا را به محيط زيست تحميل نموده است كه تغييرات در
تن و روان مردم بوجود آورده است. يكى ديگر از انواع جنايات و سودطلبى
آخوندهاى شيطان بهرهجوئى از درختان و زمينها، ويرانكردن جنگلها و
لختكردن زمين و كويرىساختن زمينها است كه عدم تعادل در زمين و تنفس
زمين بوجود مىآورد كه در نتيجه آن تن و روان انسانها در خطرات بروز
بيمارى قرار مىگيرد.
با عملكرد
آخوندها در ايران كه سرزمينِ تفكر و انديشه است، روشنفكران ما در درون
شرايط موجود اجتماعى احساس غربت و انزوا مىكنند. و هزاران نفر از
صاحبان علم و انديشه و سرمايه بواسطهى عدم وجود موقعيت و انگيزه لازم
براى كار و درخشش آنان كشور را ترك كردند.
بانوان در
ايران، در محروميتهاى شديد قرار گرفتهاند و حق دخالت در سرنوشت
فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى و امكانات لازم براى شكفتن استعدادهاى ذاتى
خود را ندارند. رژیم جنايتكار آخوندهاى شيطان در طول سالها حاکميت
ظالمانه خود با قوانین قرون وسطایی سعی کرده است كه بانوان را از
اجتماع بدور نگه دارد. در ايران بانوان بدلیل زن بودنشان مورد تبعیض
قرار میگیرند. همچنين بيكارى و فقر اقتصادى و عوامل نابسامان ديگر كه
بانوان را به صورت بردهاى مبدل كرده است، باعث شده است كه آنها در
معرض فروش شيطانى قرار گيرند كه اين به تجارت گستردهاى به سركردگى
مزدوران و مسئولين ردهى بالاى رژيم شيطانى آخوندها تبديل شده است.
مثالاً: فروش دختران در كشورهاى حاشيه خليج فارس به خصوص فروش دختران
در جزيره فجيره امارات متحده عربى يكى ديگر از جنايات رژيم شيطانى بود.
در رژيم شيطانى آخوندهاى، بانوان را به هر بهانهاى محکوم به شلاق،
سنگسار، و اعدام مىنمايند. بانوان روزنامهنگاری که در طی سالهاى
گذشته در دادگاهها بازجويى و محاکمه شدهاند بسيارند (از جمله ماجراى
قتل زهرا كاظمى خانم خبرنگار سالخورده كه توسط مأموران حكومتى رژيم
ايران بدون هيچ دليلى دستگير شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس تا
منجر به مرگ شكنجه شد، زبانزد مردم دنياست).
در خصوص
وضعيت كارگران ايران، درحاليكه بنا بر آمار رسمي, بيش از نيمى از
كارگرانِ شاغل در فقر مطلق بسر مىبرند، رژيم ايران با سياستهاى
ضدكارگرى خود نظير تعديل نيروى انسانى و تعطيل نمودن كارخانجات و
واحدهاى توليدى و سپس واگذارى آنها به تجار وابسته به مزدوران
سرسپردهى رژيم و نهادهاى مختلف حكومتى، هرروزه شمار زيادى از كارگران
را بيكار كرده و تنها منبع درآمد آنها و خانوادههايشان را از آنان
مىگيرند. و كارگرانى كه به خاطر پرداخت نشدن حقوقشان دست به اعتصاب و
تظاهرات زدهاند با برخورد وحشيانهى مأموران انتظامى و زندان و شكنجه
تا سرحد مرگ مواجه شدهاند. همانند رانندگان شركت واحد كه بصورت جمعى
مورد تهاجم رژيم سركوبگر قرار گرفتند. همچنين فرهنگيان زحمتكش جامعه
كه سالهاست با وعده و وعيد رژيم ضدفرهنگ آخوندهاى شيطان، زندگى سختى را
سپرى مىكنند، وقتى در تهران و شهرستانها دست به اعتصاب زدند بدست
مأموران رژيم سركوب و تعدادى از آنان زندانى شدند.
آزاديخواهان و آنانى كه خواستار حق ابتدائى خود مىباشند، توسط مزدوران
آخوندهاى شيطان زندانى مىشوند و با برخوردِ ضد شأن زجر داده مىشوند و
در اثر زجر بدنى و روانى كه بمدت طولانى نسبت به زندانيان ضدرژيم
شيطانى اِعمال مىشود، سلامت ايشان ديگر قابل تنظيم نيست. زندانيها در
ايران با وحشىترين اعمال ضد انسانيت (جنايت عليه بشريت) و ضد شأن قرار
گرفتهاند. خانوادههاى مبارزين كه معمولاً سرپرست خانواده و
تأمينكنندهى زندگى مادى خود را از دست دادهاند در ترس و وحشت قرار
گرفتهاند. و كنون هزاران تن از زندانيان سياسى در سياهچالهاى شكنجهى
آخوندها در حال پوسيدن هستند. و مزدوران آخوندها، زير تجربيات ساواك و
با همكارى ساواكىهاى قديم در بازجوئىها سؤالات را بصورت پراكنده مطرح
مىكنند و با شكنجهها و زندانهاى انفرادى و صحنهسازيها و شكنجههاى
روانى و يا تهديدكردن خانوادهها و با ايجاد ترس و وحشت كه در زندانى
ايجاد مىكنند، افراديكه تجربه ندارند را به اقرار مىبرند. اين شياطين
حتى به قوانين مصوبهى خود نيز به هيچوجه عمل نمىكنند و علناً
ميگويند اينجا (يعنى داخل زندان) كشور ديگرى است و تابع هيچ قانونى
نميباشد.
در ايران
استقلال حقوقى و عدالت حقوقى وجود ندارد و محكوميتها از پيش تعيين شده
است و سازمان قضائى ايران مستقيماً زير نظرات تحميلى آخوندها است و
آخوندها حاكميت بر قانون داشته و مجريان قانون بوسيلهى تحميل نظرات
آخوندها انجام وظيفه مىنمايند. قانون در ايران، يعنى عقيدهها و
نظرهاى فاشيستى ولايت فقيه به همراه سياست بيرحمانه و ديكتاتورى دادگاه
صحنهاى براى تئاتر و نمايشات. آخوندها انسانها را در كمترين زمان يعنى
در چند دقيقه به مرگ محكوم مىكنند.
تذكر براى موضوعات تشريح شدهى بالا:
دنيا به سمت يك كشور دموكراتيك ميرود با حفظِ فرهنگها. در كشور
دموكراتيك يعنى كرهى زمين حاكميت هر آدم بر آدم ضد دموكراتيك است.
بلكه در دموكراتيك با حفظِ نظرات، كار و حفظ از اهم موضوعات است. و در
دموكراتيك راه و رسم زندگانى در هنجار وحدت پايهى آيندهى آدم است. در
دنياى كنون با فروريختن ايدئولوژيهاى فسيلى و قديمى كه مصرف زمانى
ندارد، ما نيازمند به يك حركت جديد مىباشيم.
سازمان عَلَمِ حق و عدالت در تعلق همه انسانها است. فعاليتها و اهداف
سازمانِ عَلَمِ حق و عدالت، سياسى نيست و وابستگى به هيچ سياستى ندارد
و با نيروى مردمى خود را حفظ مىنمايد. عَلَمِ حق و عدالت، حق آزادى،
حق برابرى و مساوات و عدالتخواهى اجتماعى و اقتصادى با اشتراكِ فرهنگى
است.
حال بايد توجه داشت كه سازمانهاى حق انسانيت، رسانههاى گروهى،
خبرنگاران، نويسندگان و ... در بالابردن انديشهها و پيدايش دوستيها و
همبستگىها بويژه دانش و بيدارى در شناخت انسانها رسالت بزرگى در
مسئوليت خود دارند. و بايد از دل ملّتها صحبت كنند و نيازهـاى راستين
انسانها را بگويند. و با امكانات مردم كه به امانت در اختيار آنهاست،
از اين تلاش حق پشتيبانى نمايند تا مقام آدم محفوظ بماند.
بايد توجه داشت كه سيستمهاى اقتصادى و بانكهاى بينالمللى و كارتلها و
تراستهاى سرمايهدار كه ديكتاتوريهاى اقتصادى را تشكيل ميدهند و حتى
سازمان ملل متحد نيز در مورد اعمال جنايت ايران بطور آشكارا سكوت
اختيار كردهاند و سياستهاى سودپرست بطور غير مستقيم و مستقيم از رژيم
آخوندهاى شيطان ايران بخاطر موضوعات اقتصادى پشتيبانى مىنمايند. و در
مورد ايران در سطح رسانههاى گروهى جهان نيز يك سانسور حاكميت دارد.
يكى از
پيشنهادات ما تنظيم
دادگاه حق و
عدالت
است. جائيكه افراديكه زير شكنجهها و زجر قرار مىگيرند امكان اين را
داشته باشند كه حرف خود را در آنجا بزنند و يا براى آدمهاى ديگر شهادت
بدهند. و آنچه را كه ميدانند و يا آنچه را كه نسبت به آنها انجام
دادهاند و يا در آن قرار گرفتهاند و زجر كشيدهاند، بيان كنند. يعنى
جائيكه ملتهاى دنيا امكان آنرا براى خود و حق خود داشته باشند. يعنى
جائيكه فقر و نداشتن امكانات، نداشتن سواد، سانسورها، تاراجها،
سوءاستفادهها، فريبها، تجاوزات و زجر و ظلم و توطئهها و دروغها و
اينگونه اعمال ناشايست را محكوم كنند. يعنى جائيكه آدمهاى اين دنيا
داشته باشند تا حق خود را بتوانند بگيرند. جائيكه بتوانند اعلام كنند
چه چيز و چه كسى را مىخواهند. و به اين طريق آدمها بتوانند بهم
نزديكتر شوند و فرهنگهاى خود را به هم بدهند، آرزوها و اميدهاى خود را
به هم بگويند. جائيكه ملتهاى دنيا بتوانند روى سرنوشت خود تصميم بگيرند
به اينگونه كه در دنياى آينده چه راهى را بايد طى كنند. و بوجودآوردنِ
اين موقعيت، تكليف همه ما انسانها است. ما كه امكانات و آزادى براى
آنرا داريم.
اين زمانِ سختِ زندگى ما، لحظهاى است كه مشكلات خودمان را با نام يك
حركتِ دموكراتيك كه دنيا را در بر مىگيرد حل كنيم. با آزادى و حق
نظراتِ آزاد و با هماهنگى احساسات و عقل، و با عقل و دانش براى زندگى
خود اين را بوجود آوريم. اين ما را از خطراتى كه بدنبال ما دارد
مىآيد، حفظ مىكند. و جا دارد كه اعلام نمائيم بعلت بزرگترين جنايت
عليه حق انسانيت (با گناهان بزرگ) كه از سوى رژيم آخوندهاى شيطان و
مزدوران شيطان پرستشان، نسبت به ملت ايران انجام شده است، اين
جنايتكاران دادگاهى شوند.
مىبينيم كه ايرانيانِ امروز در شرايط سختترى از قبل بسر مىبرند.
آنچه گفته مىشود « مبارزه ضد تروريست» ملت ايران و افرادى كه ضد رژيم
ايران مبارزه مىكنند چه از داخل و چه از خارج تحت تعقيب قرار
مىگيرند. بسيارى از فرارىهاى ايرانى به همين علت نمىتوانند به كشور
مطمئن بروند و خود را نجات بدهند. چون سازمان ملل ديگر روى موضوعات
آنان كار نمىكند. هزاران ايرانى در كشورهاى ديگر بسر مىبرند كه در
اصل زندگى و آينده ندارند و خود را نمىتوانند از آن شرايط بيرون
بكشند. اين موضوعات مصيبتبار و رنجآور و پريشانى و تجاوز به حق
انسانيت، بايد پايان خود را طى كند. به چه طريق و يا با چه امكاناتى و
يا وسيلهاى ما مىتوانيم اين را انجام بدهيم، كه اولين قدم برداشته
شود؟ بويژه با اين همه تجربيات و امكاناتى كه ما بعنوان آدم داريم كه
نياكان ما براى ما بوجود آوردند كه ما نسبت به آن وظيفه داريم و
غيرقابلقبول است كه دوباره زمان بگذاريم و با طولانىكردن موضوعات،
زندگى آدم را قربانى كنيم. آخوندها يك باند فرصتطلب و يك سازمان جنايى
با برنامهريزى تنظيمشده هستند و نبايد اين سازمان جنايى و باطل رسميت
داشته باشد.
ايران و ملت ايران مثالى هستند از كشورهاى ديگر كه در اين كشورها با
آدمها بىشأن و با ظلم برخورد مىكنند. اين انسانها را زجر مىدهند، به
همه حقوق انسانيتِ آنان تجاوز مىكنند و يا آنها را به كشتار مىبرند.
متأسفانه بقيهى دنيا روزبهروز به اين عمل نگاه مىكنند و بنظر مىآيد
آدم، شأن انسانى و بطوركل انسانيت را گم كرده است. حال چطور مىتوانيم
توضيح بدهيم و يا به خود جواب بدهيم كه در برابر موضوعاتى كه روزبهروز
مىبينيم برنمىخيزيم؟
با سپاس
نيكى پناهتان باد
همراهانِ سازمان عَلَمِ حق و عدالت
آدرسِ
ايميل:
parsayan11@gmail.com
عَلَمِ
حق و عدالت
 |