|
نتايج كل:
در غرب هيچ حسابى روى سياستها نمىكنند و آنها را معتادِ قدرت ميدانند
و با اين اعتياد معلوم نمودند كه قدرتِ فكرى ندارند، هيچ ايدهاى براى
مردم ندارند، فقط مىخواهند انتخاب شوند و براى اين انتخاب يكسرى قولها
مىدهند. با بازيهاى سياسى اينطور نشان ميدهند كه كارى انجام ميدهند
ولى در اصل بدنبال انتخاب بعدى خود و مطرح كردنِ خود هستند. دموكراسى
در غرب با قوانينِ قديم و با فشارهايى كه از نظر پليسى، نظامى و حقوقى
و ادارى بوده .... به همانگونه ادامه دارد.
فقط يك لباسِ دموكراسى روى
آن كشيدهاند. گروهى كه در غرب روى دموكراسى حاكميت دارند همان گروهى
هستند كه در قديم بودند و هنوز گروه دموكراسى كه ايدهاى جديد و يا
دانشِ دموكراسى داشته باشد وجود ندارد و اگر هم باشد فرصتى به آن
نميدهند. ....

سياستهاى بينالمللى و بعضى از گروههاى ايرانى
پخش
مىكنند كه تقسيم ايران راه حل است. و اين خيانت بزرگى است كه روى آن
تبليغات مىكنند. موضوع مهمتر اين است با اطلاعات بينالمللى و اطلاعات
اخبار اينطور نشان ميدهد كه هر لحظه با يك جرقه فروپاشى رژيم جنايتكار
صورت بگيرد و انفجار بزرگِ حركت بوجود آيد. مثالاً:
در كشور برمه بودائىها كه هيچ سمت سياسى نداشتند، يك حركت سياسى را
بوجود آوردند كه ضد روش اعتقادى آنها است. و مردم گروه به گروه به آنها
مىپيوندند و خواستار تعويض رژيم مىباشند. اما در ايران اين موضوع
كاملاً متفاوت است و امكان دارد كه حالت انفجار داشته
باشد.

طبق گزارشاتى كه با اسنادِ مختلف در غرب چه بوسيلهى غربىها و چه
ايرانيانِ در غرب منتشر گرديده، اين اسناد نشان ميدهد كه رژيم
جنايتكارِ ايران يك گروهِ غارتگر، دزد، بىرحم و جنايتكار كه مذهب
وسيله و ابزارِ كار اين جنايتكاران قرار گرفته است. و اكثريتى كه
بدنبال اين رژيم جنايتكار هستند از احساساتِ مذهبى اين گروه (بدون
اطلاعات دينى و علمى) سوءاستفاده مىنمايند و يك تعدادِ ديگر
سودپرستانِ فرصتطلب كه آمار دادند ارقامى كه اين سودپرستان از ايران
خارج نمودند، ارقام آن ميلياردها مىباشد. گزارشى در مورد رفسنجانى
كه فقيرترين شخص بود، امروزه ميلياردها چه در خارج و چه در
داخل ايران ثروت دارد و گروههاى ديگر از داخل رژيم و چه پشتيبانانِ
فرصتطلبانِ اين رژيم به همين ميزانها اندوخته نمودهاند. و اينطور كه
گزارش دادهاند، پايگاهى براى خود در خارج آماده نموده كه با اسامى
مستعار مىتوانند به محض فروپاشى رژيم خود را در مخفيگاهها حفظ
نمايند. البته اين خيال باطلى است. همانگونه كه دنيا بنا به اعترافاتِ
همه، تغييراتى نموده است كه در طول تاريخِ بشر، اين تغييرات نبوده و
ديده هم نشده است. به همين علت به روشِ قبل آنان نمىتوانند راهِ فرار
داشته باشند. الگوى اين رژيم جنايتكارِ آخوندى، فرار همانند رژيم
پالانى را در نظر دارند. بعلت اينكه
دنيا همه بدنبال اين جنايتكارانِ آخوندى هستند. اينبار مردم ايران و
دنيا، راه فرار را براى آنها خواهند بست.

با اطلاعاتى كه فعالانِ حقوق بشر در ايران و همچنين درسطح بينالمللى
مطرح مىنمايند اين است كه رژيم جنايتكار ايران كنترل امنيتى را بسيار
نموده و در بين مردم افراد بسيارى را نفوذ داده است. و ظلم و ستم بسيار
بر مردم وارد مىكند و سازمانهاى بينالمللى هيچ اثرى روى كنترلِ اين
جنايات ندارند.
البته در تمام طولِ تاريخ، نيروهاى باطل با تمام نيرو نتوانستند مانعِ
نورِ حق شوند و اين لحظات، تجربياتِ ما است تا در پيروزى اين تجربيات
را نورِ راهِ خود قرار دهيم.

يك
فيلم از جنايتكارانِ نشنال سوسياليست آلمان كه كارگردان آن يك آلمانى
است در اروپا پخش نمودند. در اين فيلم ننگ تاريخ را كه نسبت به حق
انسانيت انجام شد، نشان ميداد. در اين فيلم اشاره نمودند كه در زمان
نازيها
Pius
(رئيس واتيكان) براى هيتلر و يا تولد او تبريك مىفرستاد. طبق گزارشات
بينالمللى از مدارك و اسناد، پخش مىكنند كه هماكنون رژيم جنايتكار
ايران به نوعى همين اعمال را انجام ميدهند.

هر
لحظه علامات به ما نشان ميدهد كه لحظات خاصى در پيش داريم.
دانشمندان مرتباً از تغييرات آب و هوا و حركتهاى طبيعى كه در تاريخ
كمتر نظير آن ديده شده است،
صحبت مىكنند و اخيراً اطلاع دادند كه انسانها در برابرِ حركت جديد
طبيعت قرار گرفتند و اين لحظهاى است كه آيندۀ بشر در آن معلوم مىشود
و هر لحظه، لحظاتى را آدم بايد در انتظارِ خود داشته باشد. و دانشمندان
نگرانى شديد از خود نشان ميدهند و بسيارى از پيشبينىهاى آنان نتيجه
بر اين دارد كه ضايعات شديدتر بوجود آيد.
مثالاً:
يك سنگِ آسمانى در پرو كه حتى به اندازۀ يك متر
نمىشد،
به زمين خورد و شكاف عميقى ايجاد نمود و بيمارى در اطراف آن شكل گرفت. در
افريقا منطقههاى ۱۷ كشور زير آب رفت. در روسيه اطلاع دادند كه در
سيبرى يخهاى ابدى باز شدهاند و زمين سرسبز شد و فسيلهاى مختلف روى
زمين آشكار شدند. و اطلاع دادند
CO۲
در زمين زياد خواهد شد و زمين خيلى سريعتر گرمتر از آن خواهد شد كه
فكر ميشد. در چين و در حاليكه هوا به سمت گرم شدن حركت دارد، يكباره با
طوفانِ برف سنگين مواجه مىشوند. در اورشليم برف كاملاً به زمين نشست
كه سابقه نداشته است ...
سازمان ملل(UNO)
با تحقيقات اعلان نمود خرابيهاى محيط زيست يعنى تغييراتِ آب و هوا
بيشتر از آن است كه تا بحال فكر ميشد. معلوم نمودند كه اين خرابيها را
آدم بوجود آورده است.
اينها علائمى هستند
كه به آدمها مىفهماند كه بايد اين تغييرات غير منتظره را درك كنند.
(قبلاً بىتجربگى آدم بوده و اكنون فرصتطلبى با نادانى و حرص و طمع و
سودپرستى ...).
انشاءالله آدمها متوجه اين علامات شوند
و مسلم به راه خدا باشند
و اين نجات
آدمها
است.
راهِ نجات ما علمِ حق و عدالت است.

اطلاعات
خاص
در مورد بيماريها:
الفـ افراديكه ايمان (به هر نوع ايمان حقيقى) داشتند به درمان
رسيدهاند و متخصصين و پزشكها در اين مورد گفتند كه پزشكى در اين مورد
هيچ اطلاعات دقيقى ندارد،
ولى انجام شد. مثالاً شخصى كه سرتا پاى بدنِ آنرا تومور گرفته بود و حتى
وصيتنامه نوشت، خود را به ايمانى كه داشت سپرد. تمامِ تومورهاى آن در
كوتاهترين فاصله يكباره محو شد و اين شخص سالم شد و پزشكها با مدارك،
عكس و آزمايشات گفتند كه غيرممكن است كه بدن چگونه قدرت بازسازى خود را
بالاتر از معلومات پزشكى انجام داده است.
بـ درمانهاى پزشكى نيز آن هم از درون انسان براى بيرون برنامهريزى
شده است كه در دنياى امروز پزشكى نام دارد. در اين مورد هم پزشكها
اعتراف دارند به اينكه ضمن اين درمانهاى فورى يك اعتقادِ درونِ بيمار
هم به آن كمكِ بالا مىنمايد. در هر صورت اعتقاد به اصلها بالاترين
درمان است. هر آدم با ميلياردها سلول كه اكثر انسانها از آنها بىاطلاع
هستند دو زندگانى دارند:
يك زندگانى درونى كه بصورت غريزى كار مىنمايد و كل بدن را در
سازماندهى اصل نگه مىدارد. و آدمهائى كه به درون مىروند اين سلولها
را آگاهى مىدهند كه وظيفهى
آنها در نقطهى مركزى وجودِ آدم چيست.
ديگرى
يك حركت برونى، انسان دارد كه سلولهاى درونِ خود را با
موضوعاتِ برون هماهنگ مىنمايد. در اين دو رابطه اصلِ زندگى وجود دارد.
كه اصلِ زندگى، اعتقاد و ايمان به مبداء است كه يك هدفِ خود را دنبال
مىكند. وقتيكه اجزاءِ درون و برون در ناهماهنگى قرار مىگيرند،
كل سيستم چه در طبيعت و چه در طبيعتِ وجودِ آدم با مشكلات مواجه
مىشود.
پـ از آخرين تحقيقات به اين پى بردند كه فكر مثبت و منفى براى سلامت
آدم چقدر مهم است. و با افكار مثبت انسان سلامتى خود را حفظ مىكند و
سالم مىشود. براى همين است كه مردم نيايش مىكنند و نقاط مثبت را در
خود پرورش مىدهند تا نقاط منفى و تاريك از نورِ انرژى مثبت محو شود.
در اصل اختيار آدم در همين هماهنگى درون و برون است كه ريشه و اصلِ
وجودِ انسان، درون است و برون، تكاليف برون را به انجام مىرساند كه آن
نظم وحدت است.

در غرب اخيراً اخبارى در مورد شرايط ايران و امريكا بصورت اطلاعاتى
مبنى بر اينكه آيندۀ ايران و امريكا چگونه تنظيم خواهد شد، پخش گرديد.
آنچه كه از شرايط ايران مشخص گرديد: نيروهائى كه رژيم جنايتكار ايران
به آن تكيه دارد يكى نيروهاى مزدور است و ديگرى مردمى كه بصورت عادت،
دينگرائى دارند. و اين رژيم جنايتكار هيچ اثر بقائى ندارد و نسلى كه
كنون در حركت است نسلى جوان است كه فقط از انقلاب شنيدهاند و
مىخواهند آزادى برابر غرب بدست آورند. نسلى ديگر كسانى هستند كه در
انقلاب جوان بودند و اكنون با تمام تلاش مىخواهند انقلاب حفظ شود و
اين نسل در اين ترس شديد بسر مىبرند كه امريكا دور ايران را گرفته و
امكان دارد هر لحظه به ايران حمله نمايد و رژيم را سقوط دهد. البته
مفسرين اطلاعاتى توضيح دادند كه ايران هنوز پخته نشده و اگر اين حمله
صورت گيرد نتيجهاى بدست نخواهد آمد.
فرهنگ ايران قدرت خاصى دارد و ملت ايران كاملاً به آن تكيه دارند.
مثالاً مفسرين اطلاعاتى و سياسى گفتند: ايرانيها طورى از فرهنگ خود
صحبت مىكنند (بيش از ۲۵۰۰ سال) مثل اينكه ديروز اين فرهنگ حركت داشته
و امروز بدنبال آن حركت مىكنند. به همين علت ايرانيان با مليتهاى
مختلف فرق دارند ولى بصورت منفرد حركت مىكنند و يك نظام وحدتى در آنها
شكل ندارد. شكل دادنِ اين نظامِ وحدتى برابرِ تاريخ، نياز به يك
رهبريتِ پر قدرت دارد.
موضوع مهمتر: شرايط فشارى است كه ملاها با ايجاد ترس روى مردم يك عدمِ
اطمينان را بوجود آوردند. خودِ ملاها هيچ اطمينانى به حفظ خود ندارند و
تمام فشار را بصورت ظاهر و بدون اعتقاد ولى با نمايشِ اعتقاد فعلاً
مردم را زير خود دارند. سيستمهاى اطلاعات مخفى، حركتهاى كل ايرانيان چه
در خارج و چه در داخل ايران را مرتباً تجزيه و تحليل مىنمايند و
گروههائى كه فعاليتِ رهائى ايران را از خود نشان ميدهند، اين گروهها را
مقابل هم قرار ميدهند و در نتيجه آنان را در دست خود دارند و ترس غرب
از ايران اين است كه يك رهبريتِ قاطع، نفوذِ غرب را در خاورميانه قطع
كند و بطور پنهان شناسا به قدرت راهبرى
آقا
پروفسور ابراهيم ميرزايى شدهاند
و در سكوت، موضوع را حفظ مىكنند.
آنچه كه معلوم است ملاها در موضوعِ راهِ حق و عدالت سكوت اختيار كردند
و از عوامل انحرافى استفاده مىنمايند. مشخص اين است كه اطلاعيهها
حركت در ريشهى اجتماع ايران و همچنين در خارج حركت نفوذى پيدا كرده و
كليهى ايرانيها يك انتظار را از نتيجهى حق و عدالت دارند.

ــ آنچه كه تا بحال نتيجه گرفته شده است، اين است كه مردم خسته از
اطلاعات هستند و از زندگى كه در آن قرار گرفتهاند خسته و حتى ناتوان و
نااميد هستند. علتِ اين خستگى و ناتوانى و ... اين است كه مردم كار
مىكنند و زحمت مىكشند ولى هيچ نتيجهاى براى يك هدف ندارند. اكثريت
مردم در سطح بينالملل به نوعى گرفتارِ همان حالت هستند. در غرب مردم
بطور كامل از سياستها فاصله گرفتند و هيچ اطمينانى به سياستها ندارند و
سياستها را فريبكار، دروغگو، فرصتطلب، دزد ... كه فقط بدنبال قدرت و
پول و رفاه خود هستند، ميدانند. اما همان مردمِ غرب مىگويند: «چارهاى
نداريم بالاخره يكى بايد باشد ...» مردمِ غرب نمىتوانند در مغز خود
قرار دهند كه حركتِ جديد و نجات آنان چه مىتواند باشد و فرضِ اين
حركتِ جديد را در مغز خود ندارند. و با تجربياتى كه در طول تاريخ،
مخصوصاً در اين قرنِ آخر بدست آوردند، چه از نظرِ ايدئولوژىها و چه از
نظرِ دينها و اقتصاد ... ديگر مىترسند در موضوعِ جديد قرار گيرند. و
دليلى كه دارند اين كه « حداقل
با همين شرايط و با تمام سختى مىتوانيم اين زندگى محدود خود را حفظ
كنيم».
در نتيجه مردم تنها هدفى كه دنبال مىكنند، بدست آوردن پول براى حفظِ
حدودِ زندگى است.
همين محدوديتهاى فكرى باعث مىشود كه گروهى فرصتطلب مردم را در يك
حدود نگهدارند و با حاكميتِ روى اين محدوديتها و ايجاد ترس و تنها
كردنِ آدمها با تسلطِ اقتصادى مردم را تاراج كنند. امروزه اين تاراج
فاصلهى فقر و ثروت بوجود آورده است و همه مىدانند كه اين فاصله خطر
نابودى بشرِ امروز است.

ــ
همه ايدئولوژيها نتايجى در طول تاريخ براى مردم نداشته است. دنياى
كمونيست بدون نتيجه فرو ريخت چون ريشهى انسانيت با حق و عدالت نبوده
است. تمام سيستمها با ايدئولوژيها در دنياى امروز فروريخته است چون
مردم در اين سيستمها وسيلهى كار بودهاند نه هدف. در نتيجهى اين
آشفتگى روانى، بدون ضوابط اخلاقى و با تنگنظريها و اتهام زدنها بطور
نانجيبانه با تجربياتِ تلخِ تاريخ اين است:
صداقت و صراحتِ اخلاقى، شخصيتِ مغلوب و روانِ شكست خوردهى آدمها را
تنها با اهتزازِ علمِ حق و عدالت پيروز خواهد ساخت. علمِ حق و عدالت
نتيجهى طولِ تاريخِ بشريت و ثمرهى زمان است. راه همين است كه هديهى
خدا براى آدم است.

روانشناسى سياسى با افكار پوسيده و فسيلى كه عكسالعملهاى آنان كاملاً
مشهود و در افكار مردمى مردود است. اين سياستها در سه روش خويشتن را
حفظ مىكنند و تمام اطلاعاتى كه در وبسايتها و موضوعات پيرامون آن «چه
بايد كرد» دامى است تا مردمفريبى كنند و اين ريشه در قدرتپرستى دارد
كه زمان اين حركات پايان خود را گرفته است. و اگر مردمى به اين
گروهكهاى سياسى توجه و يا تماس دارند، هدف سودجوئى و بازى است. زمان
اين فريبها و بازىها و كذابىها تمام شد. رسانههاى گروهى نيز بيشتر
در اين زمينه فعاليت دارند و در زمانيكه موفقيت باشد دو سمت دارند: يا
با دوستى و دزدى اطلاعات گرفته و با نظرات خود انتشار مىدهند و يا با
تحريك و دشمنى موفقيتها را به ميلِ خود تنظيم و نظرات مردمى را با
دروغپراكنى و ... جذب مىنمايند. و اين فاجعهها نسبت به حق و حقيقت
و عدالت بوسيلهى فريبكاران و كذابان، تاريخِ طولانى دارد و تا به
امروز نيز اين گمراهانِ انديشه با اعمال باطل و نادانى خود، موفقيتهاى
ظاهرى داشته و همين ظواهر شرايط نابسامانى دنياى كنون را در جمع به بار
گرفته است ...

ــ
شرايط رسانههاى گروهى چه در خارج و چه در داخل ايران در گرداب و
سرگيجى بسر مىبرند. و بدون ديدِ نور آينده از شرايط حال به گذشته تكيه
مىدهند و به اين طريق خود و ديگران را به بازى مىگيرند. بعلت
امكاناتى كه رسانههاى گروهى در اختيار دارند از اين امكانات در
پوستهى خودبينى و خودكامگى يكديگر را پوك و خفه مىكنند و اطلاعاتى كه
به مردم داده مىشود براى حفظ اين قدرتِ امكانات هست.

ــ
كاملاً مشخص است كه يك برنامهى گسترده پيش روى دنيا قرار خواهد گرفت
كه هم موضوعات دينى و هم فرهنگى و هم اجتماعى و هم اقتصادى و برابرى و
آزادى و مساوات بدنبال آن است. و مشخص اينكه از دين هيچگونه عقبنشينى
وجود ندارد و براى غربىها نيز دين يك مشكل بزرگ است كه سياست و
اطلاعات مخفى و سازمانهاى اقتصادى نمىتوانند نتيجهاى براى
سوءاستفاده از آن بگيرند و روى آن تسلط داشته باشند و معلوم داشته شد
كه زين پس دانش با خدمتگذارى، جاى سياست را خواهد گرفت.

ــ
دنيا در يك حالت رخوت و سستى و بىهدفى و بىمسئوليتى و بدون وحدت
فرونشسته است و همه انسانهاى غرب اعتراف به اين دارند كه تنها شدهاند
و يكديگر را نمىفهمند و بطور كل اخلاق فرو ريخته است. در غرب مداركى
بدست آمده است كه اعتراف نمودند دين بصورت پنهان به آشكار درآمده است و
اين دست انتقام خدا است براى آنانى كه دنيا را با عقل و دانش بىخدا
نمودند. و امروزه دانشمندان و ... اعتراف بر اين دارند كه عقل زير دين
است و خدا رجعت نموده است. و با دست فرهنگها را خواهد گرفت و حاكميت
دين و دانش را برقرار خواهد نمود ... همه فكر مىكردند در پس از دورانِ
اكتشاف، ديگر دين بطور كل از بين خواهد رفت ولى امروز اعتراف دارند كه
اكتشاف جديد بوجود آمده است كه دست خدا در آن وارد است. اما دينى كه
امروزه در حال رشد است با دينى كه كليساها و مساجد ... تبليغ مىكنند
رابطه ندارد. دينى است كه حركت جديد در همه افراد بوجود آورده است كه
هيچ رابطهاى با گذشته ندارد. اعتراف ديگر اينكه طبيعت حركت ديگرى را
آغاز نموده است كه با تمام پيشبينىهاى لازم انسان نمىتواند جلوى
حركت طبيعت را بگيرد و اين نشانِ ديگرِ انتقام خدا است. و سياستها و
ايدئولوژى آنها در برابر حركت جديد دينى و حركت طبيعت ارزشى براى مردم
ندارد اما از اين حركتها سوءاستفاده مىكنند ولى مردم حركت سياستها را
به مسخرگى مىگيرند.

ــ
آخرين اطلاعاتى كه بدست آورده شد اين است كه بطور كل دنيا قدرت سياسى
را از دست داده است. و سيستمهاى اقتصادى حاكميت بر سرنوشت بشر پيدا
نمودهاند. در غرب مردم بصورت ترس و انتظار زندگى دارند. و اعتراف بر
اين دارند كه نميدانند كه آينده براى مردم چه پيشامد خواهد داشت. طبيعت
هر لحظه قيام ميكند و به ما بزبان خود ميگويد كه تغييرات بزرگ در پيش
است. مردم در نارضايتى بسر مىبرند چه آنان كه دارند ولى مصرفى براى
دارائى خود ندارند. فقط حرص بيشترخواهى دارند و چه آنان كه ندارند و
انتظار عدالت را دارند. و بطور كل در غرب همه نظرات اين است كه ديگر
آدمها نمىتوانند به اين طريق و به اين روشهاى موجود اطمينان داشته
باشند چون روشهاى موجود چه از نظر سياسى و چه از نظر اقتصادى از حق دور
شدهاند. و شرايط اجتماعات با زور حفظ ميشود. و فاصلهى اجتماعات و
فاصلهى مردم و فاصلهى هر فرد با فرد اندازههاى معينى ندارد. اخلاق و
وجدان و حس وظيفه و مسئوليت در همه انسانها در ناهماهنگى قرار دارد.
دوستيها فقط جنبهى سوءاستفاده دارد و در اصل آدمها دوستى ندارند و در
خانوادهها نيز فاصلهها بسيار شده است. و بسيار از فرزندان در جدائى
پدر و مادر زندگى دارند. جوانان هيچ سمتى ندارند. و تنها در دود و
مشروب و كلوبهاى شبانه وقتگذرانى مىكنند و هيچ حرمتى براى خود قائل
نيستند. و هر لحظه در لحظهى ديگر قرار مىگيرند و از لحظهى بعد فقط
براى كشتن وقت استفاده مىكنند. موضوعاتِ ارتباطات بدنى نيز براى
جوانان خسته كننده شده است و بسيارى از جوانان با پناه بردن به افيون
حالت تخيلات خود را در بيخبرى خود طى ميكنند. در غرب مىگويند بالاخره
چه خواهد شد؟؟ و همه اعتراف دارند تاريخ آدم به پايان رسيده است و زمان
نيز كاملاً برگشت خورده است يعنى پايان خود را نشان ميدهد. دنيا با
تغييرات بزرگ ديگر نمىتواند بر پايهى گذشتهها ادامهى راه دهد. چه
پيش خواهد آمد؟ آيا ما در دادگاه خدا قرار گرفتهايم؟ حتماً همينطور
هست. فقط آنچنان محدود شدهايم و آنچنان به گرد خود مىگرديم كه در
سرگيجه از كل بىخبريم. مردم غرب ديگر به كليساها و كشيشها و يا ساير
آخوندهاى دينها بعلت فسادها و يا فريبها اعتمادى ندارند. مردم ميگويند
يك نيروئى است كه حاكميت بر كل دارد و آنچه كه از گذشته ما ميدانيم
مىتوانيم بگوئيم اين نيرو همان خدا است. فقط ما آدمها با آن كلمه
زندگى داشتيم ولى از قدرت اين نيرو بيخبر بوديم. حال مىبينيم اين قدرت
چگونه با لطافت و ظرافت ما را به قيام رسانده است.

همه در حال اعتراضند هركس به نوعى. همه اسرارى كه هميشه پنهان
مىنمودند از خصوصيت خود آشكار مىكنند و همه با اعتراف به اينكه آدم
به خود شناسا نيست و همين لحظهى هرج و مرج است كه در يك لحظه همه
آدمها در خود بيدار مىشوند و ما فكر مىكنيم آنروز همه به نيكيها و
خوبيها ميرسند. چون از گذشته براى ما اين مانده است كه خداوند، بزرگ و
بخشنده و مهربان است. و عشق خدا بيكران است. و خدا بزرگترين دوستِ آدم
است. آيا ما به اين دوستى خالقِ خود شناسا خواهيم شد و به آن نيايش
خواهيم نمود؟ راهى جز اين نيست. ....
حال چه در پيش رو داريم؟ تنها نظرى كه مىتوانيم داشته باشيم وحدتِ
جهانى كه امنيت و صلح و اطمينان با علم و دانش و خدمتگذارى براى درك و
مفهوم زندگى است. شرايط اين دنيا لحظهى اين وحدت را به ما نشان ميدهد.
تكنولوژى اين پيوند را به ما داده است و ديگر ما زيرِ رنگها بصورت
قبيلهاى نمىتوانيم زندگانى داشته باشيم. بايد عدالتِ همگانى در سراسر
اين زمين بصورت يكسان به اجرا درآيد. پيروزى، وحدت جهانى است.

ــ
تمام سراسر دنيا طبيعت قيام و بيدارى خود را اعلان مىكند. و رسانههاى
گروهى بدون تفسير بعلت افزونى حركت طبيعت با مختصر شرح، اين انقلابِ
طبيعت را اعلان مىكنند. در يكجا در يك لحظه آب همه جا را فرا گرفت كه
هيچ فرصتى براى نجات آدمى نبود و نظاير آن.

ــ
در سويهى اطلاع از شرايط دنيا بطور كل اخبارى كه پخش مىگردد حركتِ
سيل و آبها، فورانِ كوهها (آتشفشان و بهمنهاى گِل و سنگ)، آتش گرفتن
جنگلها بخاطر گرماى شديد. در مجارستان در عرض يك هفته بعلت شدت گرما
۵۰۰ نفر جان سپردند، در يونان و ايتاليا و كشورهاى اروپاى شرقى (رومانى
و بلغارستان) گرماى شديد و آتشها كه مردم را بيقرار و تلفاتى نيز
داشته است و خانهها از بين رفته است. در يونان درختهاى زيتون كه يك
منبع اقتصادى است سوخته شده است. در انگليس دومين سيلِ بزرگ در عرض چند
هفته و كنون دوباره شدت باران ادامه پيدا مىكند. در امريكا نيز وضع
چنين است. و .......
نتيجهاى كه مىتوان از تاريخ آدم گرفت اينكه زمانى آدمها متوجه
مىشوند كه هر فرد خود در ميدانِ خطر قرار گيرد و تا آن لحظه در برابر
همه حركتها بىتفاوت مىمانَد. حال سؤال اين است: چگونه مىتوان به ما
آدمها فهماند كه از هر سياستِ باطل و باطلتر، اقتصادِ بيرحمِ دنيا كه
همه چيز را به تاراج بردهاند و ... دورى كرد و زير پرچمِ حق و عدالت
هم محيط زيست و هم آدمهايى كه حق دارند را حفظ نمود؟
در اين لحظات تنها كسانى كه بيدار هستند سياستهاى شيطانى و
حفظكنندگانِ آنان يعنى اقتصاد، ادارات، ارتش و پليس و قوانينى كه فقط
رابطهها را براى حفظ سياستها اجراء مىكند. و مردمى كه در راه حق
هستند نيمه بيدارند. تكليف ما اين است كه اين مردمِ حق، بيدار شوند. و
اين نيروى بزرگ، نيروى باطل را با تمام امكانات منهدم خواهد كرد. و ما
نبايد به كلمات فريبنده و صورتهاى شيطانى كه هر لحظه خود را با صورت
ديگر نشان مىدهند و يا عبادت مىكنند مثل آخوندها كه منافع آنها حفظ
شود و يا چاپلوسى مىكنند تا با فريب به قدرت باطل برسند و .....
هيچگونهاى اجازهى نفوذ بدهيم.

ــ
از اعترافاتِ شواهد از جنايتكارانِ سازماندهى شدهى هيتلريسمِ نازيسم
با اقرارهاى بزرگ به انتشارِ تلويزيون آلمان درآمد. كه از بسيار
اعترافاتى كه در اين زمينه پخش شده است، قويتر و با قدرتى كه سيستمِ
هيتلريسمِ نازيسم را با جناياتى كه انجام دادهاند، نشان دادند.

ــ
مرتباً در تلويزيون غرب فيلمهائى با موضوعات آسمان و زمين (جنگ خوب و
بد) مطرح مىگردد كه همه نشاندهندهى پايانى مىباشد. و نيز از
آتشسوزيها، حركتِ آبها، بادها و توفانها و زلزلهها پشت سر هم حركت
دارند. در يك كتاب سرخپوستى نوشته شده است:آدم قسمتى از بدنِ زمين است
و اين بدن را در حالِ از بين بردنِ آن مىباشد و آدم خاصيتهاى اصلِ
انسانى خود را ديگر ندارد و تلويزيون براى آدم اصل قرار گرفته است ...
در هر
صورت دنياى شيطانها با تمامِ انحرافات و گمراهىها هدف در اين دارد كه
آدمها را از راهِ خدا دور كند. حال به هر وسيلهاى كه شده و با هر
امكانى كه انسانها با تلاش بدست آوردهاند، ويروسوار امكاناتِ اين
تلاش را به انحرافات مىكشانَد و اين آزمايش ما آدمها است تا راهِ خدا
را طى نمائيم.
در اصل آنچه كه در كتابهاى دينى معلوم نموده است، آدم دو سمت دارد:
سمتِ نورِ روشنايى و سمتِ تاريكى و همين سمتِ تاريكى است كه شيطان نام
دارد. وظيفهى ما، بيدار نمودنِ انسانها و نشان دادنِ راهِ حق و عدالت
است.

ــ
بعلت اينكه هم در ايران و هم در غرب، ايران در ميان موضوعات دنيا قرار
دارد و اشاراتى كه رسانههاى گروهى در غرب مىنمايند، وضعيتِ ايران را
بسيار حساس مىبينند و اشاره مىكنند: ايرانيان داخل و خارج بدون رهبر
هستند ...
البته در كتابهائى كه اخيراً در مورد رمزِ كتابهاى آسمانى (تورات و
قرآن و اشاراتى از كلماتى از عيسى رسول الله) كشف نمودند كه رمزها
نشاندهندهى اين است كه دنيا در آخرِ زمان قرار گرفته است و از
خاورميانه (ايران، اسرائيل، ... عربستان) كه مراكزِ دينِ يك واحدى
هستند، حركت پايانى آغاز مىگردد. و اكنون كه خاورميانه در التهاب قرار
گرفته، همين التهاب به تمام دنيا رسيده است و انفجار بزرگى را آدمها در
پيش دارند.

ــ
آدمهاى امروز بىحس شدهاند. نورِ وجودِ خود را فراموش نموده و به نورِ
مصنوعى و اعتقاد به تلويزيون، آنها را سست كرده است. و اين بىحسى و
حركتى كه طبيعت با تمام قدرت براى آگاهى آدم به حركت درآمده، آدمها با
همان حالتِ بىحسى وقتيكه به زندگى آنها مىخورَد يكباره فرياد مىكشند
و بيدار مىشوند و به هر سمت ميدوند تا نجات پيدا كنند.
آتشى كه يونان را فرا گرفته در تمام تاريخ نظيرِ آن ديده نشده
است و حالتِ مردم بطور كامل نشان ميدهد كه چگونه در حالتِ آخرِ زمان
قرار گرفتهاند.

در پسِ جنگِ قبايلِ اقوام دنيا در جنگِ دو قطبِ قدرتِ شيطانى قرار
گرفت:
قدرتِ
سياستهاى شيطانى با بزكِ ايدئولوژىها و ديگر قدرتِ سياستهاى
مذاهبُالشيطان با ايجادِ احاديثِ واهى كه دينِ دوم قرار گرفت.
در غرب
قدرتِ باطلِ سياستهاى مذاهبُالشيطان را از دخالتهاى تصميم بر روى مردم
كنار گذاشته شد و آخوندهاى مذاهبُالشيطان فقط با مراسمها و نمايشاتِ
فريب و كذابى تأثيراتِ خود را براى حفظِ قدرتِ باطلِ شيطانى خود تاكنون
حفظ نمودند. و اما سياستهاى باطلِ شيطانى درحاليكه با خيال راحت در
رقابتِ تقسيمِ قدرت شيطانى حاكميتِ خود را حفظ مىنمايند، يك ويروسِ
شيطانى حاكميت بر سياستهاى دنيا پيدا كرد و پيكرهى دنيا را در عدم
تعادل و جنگِ تنگاهى و روانى قرار داد. با فروپاشى پالانىها، سياستِ
شيطانى آخوندهاى ايران دنيا را در لبهى جنگهاى جديد قرار داد و از
آخرين پيام دينى (اسلام) اين نام وسيلهى كار و تجارتِ آخوندهاى شيطانِ
ايران شد و در مناطقِ مختلفه نطفهى حرامزادگى آنان پخش گرديد.
مردم
دنيا كنون اطلاعاتِ كافى دارند ولى دانايى در آن اطلاعات ندارند. و به
همين علت از طولِ تاريخ تا كنون زيرِ فريب و كذابى سياستهاى شيطانى و
سياستِ آخوندهاى مذاهبُالشيطان و زيرِ آنان دست و پا مىزنند.
آخوندهاى شيطانِ ايران كنون در ترس و اضطراب و پريشانى و بعلتِ
خيانتها و جنايتها براى جلوگيرى از فروپاشى، دستِ نياز به هر وسيلهى
فاسد دراز مىكنند تا بتوانند آخرين حفظ را در اين قدرتِ شيطانى دوام
بخشند.

ــ
به استناد از مدارك، محققين و دانشمندانِ غرب، حركتِ ريشهى آدم را از
نظر دينشناسى و حركت اوليهى عقلى را در
ايران
ميدانند. ريشهى تاريخِ خداشناسى را يعنى اولين دينِ فهمِ آدم را آئينِ
مهر ميدانند و آثارِ اين آئين هنوز در اروپا وجود دارد. از آئينِ مهر
زردشت برون آمد كه حدودِ بيش از سه هزار سال است. همزمان به استنادِ
تحقيقات حركتِ كليميت آغاز شد كه فاصلهِ بين زردشت و كليميت را دو ريلِ
همسان ميدانند. و در دينِ اسلام ريشههاى بسيار از آئينِ مهر پيدا
كردند. تنها قدرت اسلام در اين است كه قوۀ تسليميت را در پيشگاه خداوند
به اذان درآورد و وعدۀ قيامت را به آدم داد.
و وعده داده شد كه حاكميتِ حق بر باطل انجام خواهد شد.
به همين معنا در برگيرندۀ همهى دينها شد. و در كتابهاى بسيار در اينجا
اين نتيجه را گرفتهاند.
ـ
آنچه كه در اين لحظات هست اينكه در ايران بايد حركت آغاز شود
تا سطح بينالمللى را در بر گيرد چون ايران امروزه در تريبون دنيا قرار
دارد و همهى سمتهاى سياسى و مردمى و اقتصادى و ...... در رديف اول،
ايران را از نظر موضوعات در نظر دارند.
با سپاسگذارى از رحمت بىانتهاى پروردگار متعال
بارالها خداوندا نافرمانىِ بشر را در بخشايشِ خود قرار ده و نادانيها
را از آدم بزُداى
توئى قادرُالمطلق و توئى بخشندۀ مهربان ما را در اين لحظاتِ
يومُالآخرُالزمان در پناهِ خود محفوظ بدار و ما را يارى بفرما تا در
هر لحظه با آرامش و صبر و اخلاقُالحميده در تكليفِ الهىِ خود در راهِ
حقيقتِ نورِ سرمدى برقرار گرديم. تا آن لحظه فرا رسد كه همگان شاهد
برقرارىِ شأن و شخصيت و شرافت و حفظِ استعدادها و حفظِ صلح و دوستى و
عهد و اطمينان و امنيت و آزادى در حق و مساوات و برابرى با قانونِ
عدالت حفظِ آدميان و عالمين باشند
نيكى پناهتان باد
|